جلسه ۱۰۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
تلمیذ: زنی که در عده عقد میشود تحریم مُؤبَّد میشود، در دائم یا موقت که فرقی ندارد؟
استاد: نه فرقی ندارد.
تلمیذ: آیا دخول شرط در تحریم است یا صرف صیغه؟
استاد: جهل به حکم داشته یا نه؟
تلمیذ: جهل به حکم داشته است.
استاد: اگر دخول نداشته نه!
تلمیذ: یعنی اگر علم داشته که صرف صیغه، تحریم أبد میآورد؟
استاد: بله اگر علم باشد موجب تحریم مؤبَّد است.
تلمیذ: و لو اینکه که دخول نباشد؟
استاد: بله! فرقی نمیکند چه جهل به حکم چه به موضوع هر دو یکی است.
دیروز در بحث مواقیت و انحصار احرام از مواقیت محصوره و مخصوصه که «وقتّها رسول اللَه» عرض شد که این مواقیت همه مشخص و تعدادش هم معلوم است، هم برای افرادی که مرور بر میقات میکنند و خارج از مواقیت خمسه هستند که یلملم و ذات عرق و ذوالحلیفه و قرن المنازل وجحفه وغیرها است همین طور برای کسانی که مادون میقات تا مکه هستند که میقاتشان دویرة اهلها باشد و هم میقات برای افرادی که ذات عذر هستند که ادنی الحل است و همین طور برای حج عمره اِفرادی که آن هم ادنی الحل که اقرب این موارد همان حدیبیه و تنعیم و امثال ذلک تعیین شده است یا این که به واسطۀ نذر از منزل خودش احرام میبندد و این نذر منعقد میشود.
البته در این جا بعضی از فقها شبهه کردند که مسئلۀ نذر یک نکتهای دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد و آن این است که در نذر اولویت و رجحان منذور باید لحاظ شود؛ وقتی که شارع این مواقیت را واجب کرده است پس معلوم میشود که خارج از این میقات ـ به طوری که در روایت است ـ احرام در آن حرام است مثل تقدّم بر میقات یا تأخر از میقات و در اینجا ما چگونه میتوانیم اولویت منذور را احراز کنیم در حالتی که شارع احرام از دویرة اهلها را در هر شهر باطل میداند. این نقض غرض است و در منذور خود آن منذور باید فی حد نفسه حداقل عمل مباحی یا عمل مستحبی باشد یا این که واجب باشد و یک اولویت ثانویهای به واسطه نذر برآن بیاید که نفس نسبت به اتیان آن عمل بتواند انگیزۀ بیشتر داشته باشد البته این کارها غلط است! بزرگان، نسبت به این مسئله چندان موافقت ندارند که یک شخص بخواهد یک عمل واجبی را به واسطۀ نذر بر خودش الزامیتر کند کأنّ آن الزام شارع برای انبعاث مکلف کفایت نمیکند؛ باید یک قوۀ قهّریهای در این جا ضمیمه باشد ـ که کفارۀ نذر باشد ـ و به واسطۀ آن، مکلف جهت داعویت در او تقویت شود این نحو را بزرگان صحیح نمیدانستند و میفرموند انسان نباید نذر کند در این گونه موارد.

