جلسه ۱۰۲
9چرا نباید افراد باسواد در میان مردم باشند چرا نباید از افراد خبیر به مسائل استفاده شود آخر چرا؟ چرا نباید مسائل به سمت واقعی خودش سوق داده شود و گرفتار مطالب دیگر و قضایا و از این گونه مطالبی که واقعا انسان میبیند آن حجی را که برای افراد امنیّه بوده و آرزو بوده و چه بوده، بعضیها با یک مطالبی با یک مسائلی میآیند آن را قاطی میکنند، خلط میکنند.
یک وقتی من در جایی بودم در یکی از همین سفرها که مشرف شده بودیم ـ سفر قبل از این سفر اخیر ظاهرا بود، سفر سه یا چهار سال پیش که دو سال قبل از این سفر اخیر رفته بودیم ـ در یک واقعهای خیلی من از نظر روحی ناراحت شدم و گفتم واقعا چه اوضاعی شده گفتم خدایا این وضعی که پیش آوردهاند، این را در پرونده و ثوابش را برای آنهایی که این مطالب را درست کردند بنویس که حج ما را خراب کردند وضع ما را به هم ریختند اوضاعی عجیب تا دوباره بیاید درست شود، صحیح شود، چه شود، آخر یعنی که چه؟ یعنی وضع ما واقعا این است؟ این قدر باید نسبت به مسائل، دید مادی داشته باشیم اصلا فراموش کنیم که یک حالی هم در این جا هست، یک انابه هم در این جا هست، یک حساب و کتابی هم در این جا هست، خلاصه این دیدگاه را میبینید، تأکید دارم که دیدگاه فقهی ما نباید دیدگاه ماده گرایانه باشد.
اتفاقا این مسئله را در همین جلد سوم اسرار ملکوت داشتم مینوشتم که چطور یک انسان در دیدگاهش نسبت به مسائل اسلام نباید دیدگاه مادی باشد و آن دیدگاه اگر مادی باشد دیگر میآید مبانی را بر همین اساس وفق می دهد، بر همین لحاظ تطبیق میدهد، نگاه میکند ببیند که این مسئله اسلام در این جا از نقطه نظر دیدگاه مادی چه توجیهی میتواند داشته باشد! فقط دنبال این میگردد که توجیه مادی پیدا کند! در بعضی موارد نتواند وجهی پیدا کنند شاید اصلا قبول نکند شاید مسئله را نپذیرد و قبول نکند که آن جا چه مطالبی پیش میآید علی کل حال، در قضیه ابوحنیفه در آن جا یک همچنین به اصطلاح مسائلی چون ابوحنیفه برای خودش مخالف بود با منصور دوانیقی البته یک وقتی آنها از او استفاده میکردند کار میکشیدند به نفع خودشان ولی بعد مخالف شدند بالاخره یک روز موافقت است یک روز مخالفت است مگر ما الحمدلله ندیدیم و نمیبینیم دیگر آنهایی که یک وقتی با هم رفیق بودند و هم سفرهای، بعدا در مقابل هم چنان قرار گرفتند که گویی انگار نه انگار سابقۀ دوستی و آشنایی در میان بوده و این او را متهم، او این را متهم، این و همینطور آن دو روز است که گذشته از همان بساط عیش و نوش هنوز خیلی قدیمی نشده است دنیا همین است واقعا عجیب است دنیا همین است روایت است از امیرالمؤمنین ـ ظاهرا ـ از پیامبر یا امیرالمؤمنین است که «اگر رفاقت و دوستی، روزی برای دنیا باشد همین دنیا روزی این رفاقت را تبدیل به خصومت خواهدکرد ولی اگر برای خدا باشد استمرار پیدا میکند» رفاقت مال چیست؟ مال دنیا، دو نفر با هم شریک هستند بر اساس شرکت است که با هم رفیق شدند خب فردا سر یک قضیه میزنند بر سر همدیگر و میشوند دشمن خونی! آن که تا دیروز داشت تعریف و تمجید میکرد اکرام و احترام میکرد فردا میگوید نه فلانی هم این طوری که میگویند، نیست نه من چیزهایی میدانم که چطور؟ تا به حال نمیدانستی تا به حال معلوم نبوده؟ با اینکه فرقی هم نکرده بیچاره همان است همان طرز فکر را دارد همان صحبت را دارد همان روش را دارد همان مرام را دارد رفاقت، رفاقت از چه نوع بوده؟ دنیا بوده است بر اساس دنیا بوده است، رفاقت الهی نبوده است اگر رفاقت الهی باشد حتی اگر برگردد آن کلمات، کلمات سنجیده شدهای خواهد بود نه نسنجیده.

