اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۱

0
فقه

احرام از محاذات میقات - تعارض روایات در باب احرام از میقات (1) - 12-02-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۱

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • راجع به مسئلۀ میقات، خدمت رفقا عرض شد که روایات در این جا مختلف است و نسبت به اشخاص مختلف و ظروف مختلفه، عبارات روایات تفاوت می‌کند. در بعضی از این ها به طور کلی احرام را از میقات مجزی می‌دانند و در بعضی از روایات دیگر مسئله متفاوت است در هر صورت این روایات روایاتی است که قابل تأمل است در کنار روایاتی که آنها ممکن است محل برای بحث و تأمل داشته باشد برخی روایات تصریح دارند مثلا روایاتی هست که این مواقیت را رسول اللَه تعیین کرده است و کسی نمی‌تواند از این مواقیت تخطی کند این روایات تصریح دارد در این که احرام بدون این مواقیت ستّه مجزی نیست مثل این روایت امام صادق است که حضرت می‌فرماید این مواقیت که رسول اللَه تعیین کرده است «من تمام الحجّ و العمره ان تحرم من المواقیت التی وقتّها رسول اللَه لا تجاوزها الا و انت محرم» می‌شود بگوییم تصریح دارد بر این که اصلا احرام باید از مواقیت باشد و بعد در توضیح آن می‌فرمایند که «لاتجاوزها الا و انت محرم» که از غیر از این مواقیت احرام اصلاً صحیح نیست. و «من تمام الحج و العمره» یعنی اصلا تمامیت آن منوط به احرام به این کیفیت است یا روایت دیگری که می‌فرماید «لاینبغی لاحد ان یرغب عن مواقیت رسول اللَه» البته خود این عبارت هم صریح است در این که احرام در غیر از این مواقیت نمی‌شود. لاینبغی به معنای عدم اِجزاء است.

  • یا در روایت دیگر میفرماید «فلیس لاحد ان یعدو من هذه المواقیت الی غیرها» این هم می‌توانیم بگوییم که تصریح یا ظهور دارد. این روایاتی بود که بیان می‌کنند که این مواقیت محل هایی است برای احرام. 

  • همان طوری که خود احرام، این نحو تلبس به حج است و ترک محرمات و اتیان به قصد مکان مشخص که همان کعبه باشد و مواقف مشخصه که عرفات یا مشعر و امثال ذلک با ادای افعال مخصوصه باشد خود میقات هم خودش یکی از آن‌ها است حالا آیا کسی می‌تواند به جای اینکه در عرفات احرام ببندد بگوید من می‌خواهم بروم ده فرسخی مکه آن جا بهتر است؟! یک مقداری دورتر است، برای خودم تنها باشم! بهتر است! یا بگوید هوایش بهتر است! دیگر سر و صدا نیست آن جا! بیشتر حال و هوایی داریم با خدا و... نه، در مسائل ایقافیه این امور مجزی نیست و باطل است یا در مشعر بگوید که من می‌خواهم این طرفتر از مشعر باشم یا آن طرفتر و امثال ذلک که تمام اینها حکایت از مسائل توقیفیه می‌کند که باید بر طبق دستور حرکت کرد مثلاً امام علیه السلام به یکی می‌فرماید چرا تو قبل از میقات احرام بستی؟ آن شخص می‌گوید که من شنیدم که هرچه حاجّ و یا معتمر بیشتر در حال احرام باشد ثوابش بیشتر است حضرت فرمودند: در این صورت نماز را هم در سفر چهار رکعت بخوان! اگر می‌خواهی آن هم ثوابش بیشتر است! مثل آن خلیفه ـ ولید ـ که ایشان خیلی خلیفۀ موفقی بود! گاهی اوقات شب تا صبح با آن مه رویان و اینها می‌گذراند و با چه دم و دستگاه و پیاله و جام می ‌و... بعد هم که صبح می‌شد دیگر حوصله نداشت برود نماز بخواند و این و آن را می‌فرستاد یک روز کسی را پیدا نکرد روی سر همان زن که با او بود عمامه گذاشت و فرستاد برای نماز مردم، در تاریخ اسلام ظاهرا یک بار بوده؟ نمی‌دانم یک بار به یک زن اقتدا کردند زنی که عمامه سرش گذاشته بود و عبا روی دوشش انداخته بود ولید گفته بود دلم می‌خواهد که تو بروی و نماز بخوانی! اینها هم مثل این که هر شب اینگونه وحی بر ایشان نازل می‌شد و آن هم چه نوعی از وحی! و گفته بود چه اشکال دارد حالا مثلا نماز بخوانی یکدفعه دیگر خلاصه حال خوشی به او دست داده بود منظور حال خوش است گفت: