جلسه ۱۰۱
2من نگویم خدمت زاهد گزین یا میفروش هر چه حالت خوشکند در خدمتش چالاک باش
بسیار خب آن زن هم حال ایشان را خوش کرده بود بله، یا این که هر که حالت خوش بود در خدمتش... یعنی حالت خودش نه حال تو را به عنوان خطاب نیست خلاصه ایشان هم حالش خوش شده بود و رفته بود نماز صبح را سه رکعت خوانده بود، چهار رکعت خوانده بود گفته بودند که آخر چرا این طوری میخوانی؟ گفته بود که حالم خوب است اتصال برقرار شده است هر چقدر بخواهی فعلا برای شما میخوانم! نماز قضا هم دارید بیایید بخوانید! خلاصه تا جایی که این سیم وصل است ما نماز میخوانیم!
این خلفا بودند به طوری که الان که شما دارید این مسائل را میشنوید و میخندید و میگویید که عجب زمانی بر اسلام گذشته است که اسلام این گونه افراد را دیده به عنوان خلیفۀ رسول اللَه! آخر به نام خلیفه رسول اللَه سکه میزدند الان سکۀ ولید بن یزید موجود است سکه او موجود است در موزه ها خود بنده در بعضی موزه ها سکه به نام ولید بن یزید را دیده ام این سکه به نام خلیفه رسول اللَه بوده، خلاصه ایشان مثل این که شبها فقط سیمش وصل میشده! بله باید هم شب باشد، شب زنده داری داریم! این همه تأکید بر این قضیه داریم... ولی وقتی تاریخ میآید میگذرد و انسان خودش مشاهده میکند مسائل را بالا و پایین می کند، دیگر خنده از چهرۀ او محو میشود و میبیند که واقعاً عجیب است مسائل همه یکی است، قضایا یکی است تفاوتی نمیکند الان حکامی که در این بلاد اسلامیخودشان را به عنوان خلیفه رسول اللَه و واجب الاطاعه و ... معرفی میکنند و این طور معروف است در بین اهل تسنن که اولو الامر را گسترش میدهند به سایر افراد! دیگر چشمشان را میبندند که این اولو الامر کیست؟ و هر چه بر سر انسان میآید از این چشم بستن است، از این چشم بستن، چشم یک وقتی بسته است میشود بازش کرد، ولی وقتی انسان چشم خودش را میبندد آن وقت دیگر نمیشود بازش کرد مسئله فرق میکند. یک روش بوده، یک جریان بوده است یک قضیه بوده است، همیشه در طول تاریخ ما میبینیم که نیتها همه یکی بوده است طرفندها همه یکی بوده است ابزار و ادوات در این اعمال طرفندها فرق کرده است ولی یک روش بوده است یک مرام بوده است، یک واقعیت بوده است، همه یکی بوده است مثل این که گلبولهای قرمز و پلاسمای آدم تفاوتی نکرده است سابق و لا حق همه به یک شکل بودند.

