اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۱

0
فقه

احرام از محاذات میقات - تعارض روایات در باب احرام از میقات (1) - 12-02-1432

جلسه ۱۰۱

15
  • تلمیذ: برای تنباکو باید قلیان کشید (مزاح)

  • استاد: چی قلیان کشید؟ بله آن هم قلیان با آن لولۀ کلفتش هر چه ضخیم‌تر باشد بهتر است آن را باید به بقیه هم داد.... یادمان است آقایان که مجالسشان بود در بعضی جاها که می‌رفتیم اینها یک قلیان می‌گذاشتند وسط قرقر از آن طرف تا این جا یکی یکی می‌کشند البته این قلیان هم حالی برای خودش دارد! سرشان را تکان می‌دهند حالا انگار چه عوالمی را دارند طی می‌کنند! پر جبرئیل را هم رد کردند و به اَدنی رسیدند! اینها همه بازی است، اینها همه فیگور است، اینها همه کلک است، اینها چیست؟ بنشین روی زمین مثل آدم، خاکی باش، متواضع باش! دنیا، دنیا است دیگر. دنیا، دنیا است چطور ما آنهایی را که می‌روند به خاطر یک خوشی و سرمستی دمی ‌به خمره می‌زنند استیحاش می‌کنیم از آنها و می‌گوییم افّ دارند اینها شرب حرام می‌کنند و.... این هم که تو داری می‌نشینی پای مَنقل و پیپ و قلیان و فلان، این هم همان است ریشۀ‌ آن همان است منتهی آن بدبخت قسمتش نشده دم به خمره می‌زند تو این گیرت می‌آید شروع می‌کنی به آن طعنه کشیدن! هر دو یکی است هر دو در یک راستا است هر دو در یک راستا دارد تحقق پیدا می‌کند لذا آن جا معلوم می‌شود که چه کسی جلوتر است و که عقب تر است، که نافرمانی کرده و چه کار کرده؟ تو اگر دو روز این منقل گیرت نیاید زمین و آسمان را به هم می‌دوزی که به دست بیاوری برای چه؟ برای این که نعشه بشی، کیف کنی، صفا کنی، آن هم دارد همین کار می‌کند. آخر تو آدم‌ هستی که داری این کار را می‌کنی؟ تو اصلا انسان هستی؟ انسان می‌آید این کار را انجام می‌دهد؟ اینها اموری است که اگر مقداری دقت کنیم می‌یابیم که خیلی ما هم تفاوتی با آنها نداریم حالا آن دارد مایع سیّالش را استعمال می‌کند، ما داریم جامدش را مصرف می‌کنیم تفاوتی ندارد! همان است اگر قرص بشود همان را می‌خورد و توجیه می‌کند که قرص دیگر عیب ندارد! در حالی که آن کاری که او می‌کند همان کار را این می‌کند، شرب یا مایع است یا جامد دیگر، هر دو در یک خط است در یک فکر است، یک طرز فکر دارد این مسائل انجام می‌گیرد [چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند] آن به یک شکل این به یک شکل شما نگاه می‌کنید به خارجیها می‌بینید که اینها می‌آیند صبح تا عصر کار می‌کنند آن وقت عصر می‌شود یک ساعت به غروب می‌روند می‌نشینند در کنار خیابانها در این کافه‌ها و می‌گویند یک دمی ‌به خمره بزنیم و بعد برویم خانه و خلاصه دیگر شب و روزمان به همین کیفیت می‌گذرد.