جلسه ۱۰۱
12یک دفعه با مرحوم آقا رفتیم منزل علامه طباطبایی رحمة اللَه علیه علامه آمدند نشستند من نگاه کردم دیدم ایشان عبا ندارند کوچک بودیم در آن جای سوال بود لازمۀ احترام به مهمان در عرف، همین تلبس به زیّ مناسب است، آن شخصی که با عبا نمیآید یعنی خیلی به این مطلب توجهی نکرده است وقتی که آمدیم بیرون من از ایشان سوال کردم ـ البته این در مشهد بوده همان زمان سابق که ایشان تابستانها مشهد مشرف میشدند یک منزلی داشتند در همین خیابان خسروی آن جا میرفتند یعنی معمولا آن جا میرفتند سه ماهی آن جا بودند ـ آمدیم بیرون گفتم که چرا ایشان عبا سرشانه نکردند؟ ایشان فرمودند که ایشان خودشان را در این حال خادم مهمان تصور کردند! ببینید چقدر تواضع، یعنی اگر عبا بردوش بیاندازم مثل شما هستم، یکی مثل شما و دارم این موقعیت را ارج میگذارم آمدن شما را ارج میگذاریم، شاید مثلا کسانی دیگر بیایند عبا بیاندازم مثلاً افراد عادی بیایند از این دانشگاهیها بیایند عبا میانداختند و مینشستند ولی یک شخصیت یک کسی مثل مرحوم آقا رفتند آن جا ایشان یک حساب دیگری میکند مرحوم علامه آدم نکته دانی بود این طور نبود که همین طور مسائل را سرسری و گتره بگیرد، مثل ما نبود که بخواهم همین طوری عبا گیر آوردیم می اندازم، نبود ولش کن حالا بلندشوم بروم پایین بگردم عبا پیدا کنم؟! همین طوری مینشینیم دیگر، نه او کارش با حساب و کتاب بود میگفت او در این حالت خود را خادم این «وارد» تلقی میکند که من در خدمت شما هستم من به اصطلاح در خدمت شما خود را قرار داده ام ببینید این را به این نحو باید تلقی کرد در یک وقت دیگر مسئله احترام در آن جا مطرح است؛ یعنی حال خود شخص به حال احترام و تعظیم این موقعیت برمیگردد چنانچه که مانند آن را هم بعد ما دیدیم رفتیم پیش ایشان و با عبا آمدند و نشستند دو حال دارد. نمیگوییم اگر بخواهد خادم فرض کند پس چرا این جا نکرده! این دو حالی است که او برای این موقعیت در نظر میگیرد حالا در آن جا چطور این را در نظر گرفته به خودش برمیگردد و به وضعیت خودش برمیگردد. در آن جا این جنبه غلبه داشته او را برگزیده در این جا حال خودش این را غلبه داشته این را برگزیده علی کل حال هیچ کدام گتره نبوده است، این مهم است که از روی گتره بودن این کار را اختیار نکردند. امام حسن علیه السلام در بعضی از موارد در ظاهر عمل مختلفه میشد.

