جلسه ۱۰۱
11صحبت در این است که در این جا نص نیست در این جا ظهور است شما به این مواقیت در روایات حکم نصیت دادید و بعد به واسطۀ غلبه اینها بر آن روایت واحده آن را محمول بر جهات عذر کردید همان طور که ما در روایات هم داریم که اگر عذری باشد یا «یخاف علی نفسه» باشد یا فرض کنید که در آن جا خوف از ترک حج باشد فوت و بر آنها حمل میکنیم!
چرا بر آنها حمل کنیم روایت، روایتِ بدون قید است امام علیه السلام میتوانست بفرماید در جایی که چاره و بدّی از عدم تجاوز از مواقیت نداری بر آنها این حکم جاری میشود امام این را نفرمود بلکه فرمودند کسی که میخواهد راهی را انتخاب کند غیر از مسجد شجره انتخاب انتخاب است نه عذری است در آن نه ضیقی است و نه فوت، وقتی است هیچ چیزی نیست روایت هم روایت واحده چه اشکالی دارد که با روایت صحیحه واحده، انسان ظهور در روایت را بتواند مقیّد و معیّن کند. البته وقت دیگر گذشته است.
تلمیذ: ذلک ان اللَه یسر یحب الیسیر و یعفی علی الیسیر و مالا یعطی علی العنف1
استاد: بله منظور من همین بود آن کسی که میخواهد یک قسم مشکل طریق را بپذیرد این جا پای نفس میآید وسط و این کار را خراب میکند.
تلمیذ: .... عبارتی است در ذهنم است مخیر است دو راه بین آسان و سخت.
استاد: من نشنیدم نه!
تلمیذ: روایت افضل الاعمال احمزهما را حمل بر نیت کنیم در مقایسه با نفس؟
استاد: این هم بعضی از اوقات...
تلمیذ: در حالی که امام سجاد و امام حسن مجتبی علیهما السلام بیست دو یا بیست و پنج بار ماشیا حج رفتند.
استاد: بله ببینید عرض کردم جا به جا کنعبدُ، جا به جا کنستعین در آن جا مسئله در امام حسن و امثال ذلک یا راجع به موسی بن جعفر در آن جا به خود برنمیگشته بلکه به آن جنبۀ ارتباط خود با خدا این مسئله بستگی داشته نه سختی بر خود کشیدن! یک وقت قضیه سختی بر خود کشیدن است؛ این جنبه مادی پیش میآید یک وقتی انسان خودش را اینگونه احساس میکند که این راه را بپسندد.
- 1- وسائل الشیعه، کتاب الحج، ابواب المواقیت باب 11 ذیل حدیث 7

