جلسه ۱۰۱
5این جهت حکایت از این میکند که وقتی شارع میگوید من در سفر، صلاة را قصر قرار دادم دیگر فضولی به ما نیامده که منظور شارع از سفر در آیه (و من کان مریضا او علی سفر فعدة من ایام اخر) که مربوط به روزه است، یک کسی بگوید نه! من در سفر که هستم میخواهم روزه بگیرم در سفر که هستم دلم میخواهد نماز کامل و تامّ بخوانم! این جا باید روزه را بخوری، این خوردن روزه اثری که در تو به وجود میآورد با وجود تمایل به روزه از خود روزه گرفتن بیشتر است، اگر این روزه فرض کنید که مباح بود چطور این خود یک تأثیر نفسانی در انسان ایجاد میکرد، خوردن روزه تأثیرش بیشتر است و این یک مسئلۀ مهم و سلوکی و اخلاقی است که اهل دقت میفهمند که چطور در بعضی از موارد مخالفت با نفس در این موارد حاصل میشود و این مورد موردی است که باید گذشت؛ یعنی میخواهم عرض کنم یک مخالفت با نفس به این نحو از ده سال نمازشب خواندن انسان را بیشتر جلو میبرد! مخالفت با نفس در این موقع نه مخالفت با نفس در ترک اطعمه و اشربه و امثال ذلک، آنها خیلی مهم نیست، البته کمی میتواند تأثیر داشته باشد ولی آن تأثیر حیاتی و آن تأثیر مهم این است که انسان نگاه کند به همه ببیند همه روزه میگیرند و چقدر از اینها متنعم هستند و چه حالاتی پیدا کردند و این مریض است و دستور به افطار دارد، زخم اثنی عشر دارد دستور به افطار دارد، بیماری دارد، بچه شیر میدهد دستور به افطار دارد. این مسئله او را جلو میبرد. نه روزه گرفتن که این قسم روزه گرفتن او را محبوس میکند و آن را میخکوب میکند و او را منکوب میکند.
شارع میگوید که باید از این مواقیت احرام بسته شود. احرام از این مواقیت به نظر شارع است تمام شد حالا من زودتر میخواهم احرام ببندم، نمیشود! البته جای دیگر هم سوراخ فرار قرار داده است برای کسی که بخواهد در اینجا بیشتر متنعم شود میگوید نذر کن و اشکال ندارد راجع به نذر رخصت هست.

