جلسه ۱۰۱
9تلمیذ: صدر روایات که به نحوی اشعار دارد، روایت فلاینبغی لاحد أن یرغب عن مواقیت رسول اللَه؟
استاد: خب این هم همین است دیگر.
تلمیذ: نه میخواهم بگویم احتمال بعدی را تقویت میکند که باید مواقیت را فقط همان بدانیم.
استاد: نه ببینید این در این جا میفرماید «لاینبغی لاحد أن یرغب عن المواقیت» درست است کسی که میخواهد از میقات عبور کند باید از میقاتی عبور کند که «رسول اللَه وقتها» خیلی خب این روایت هم همین است منافاتی ندارد؛ کسی که میخواهد از مدینه برود راه مدینه به مکه از مسجد شجره است راه دیگر که ندارد خیلی خب مواقیت سر جایش است لاینبغی لاحد
تلمیذ: شاید شارع برای مواقیت موضوعیت قائل شده است؟
استاد: موضوعیت برای چه کسانی؟ این منظور من است! یک وقت «موضوعیت لکل احد» است حتی کسی که «یجاوز عن مُحاذاة المیقات» یک وقتی این را هم شامل میشود یک وقتی نه بلکه کسانی که از این مواقیت عبور میکنند «لاینبغی لاحد عن یجاوز» این که الان بر اولی دلالت ندارد ببینید در این جا دارد که لاتجاوزها الا و انت محرم فانه وقت لاهل العراق این و فلان و فلان برای هر کدام محلی را تعیین کرده است، حالا اگر کسی هیچ کدام از اینها نبود چه باید کند؟ بیاید دور بزند بچرخد؟ روایت این را نمیفرماید؛ یعنی روایت صراحت ندارد، چون یکی از مشکلاتی که در مباحث تطبیق بین روایات هست، این است که ما در وهلۀ اول تا میبینیم یک روایتی که آن روایت همان طوری که روایت را خواندیم روایت عبداللَه بن سنان است و روایت آن هم صحیح السند است نسبت به کسی که به جای مسجد شجره میخواهد برود و میتواند برود به محاذاتش احرام ببندد نمیخواهد از آن مسجد احرام ببندند میخواهد از یک طریق دیگر برود اشکال ندارد که سّتۀ امیال وقتی که دور میشود از مدینه که آمد بیرون شش میل برود جحفه این میتواند از آن محاذاة احرام ببندد حالا کار دارد چه دارد هر چه دارد خودش میداند، این یک روایت است البته فقط یک روایت داریم البته روایت مشابهی هم داریم که روایت مبهمه است لذا این روایت واحده است.

