اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۰

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی روایات در باب حدود مواقیت معینه (2) - 04-02-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۰

5
  • گاهی از اوقات می‌شود یک حکمی ‌را که شارع بیان می‌کند این حکم یک حکم الزامی ‌نیست یعنی الزام شرعی به عنوان وجوب نیست بلکه به عنوان یک سنت متعارف آن حکم را بیان می‌کند. بعد آن وقت می‌آید و یک هم می‌گذارد، جای خالی، مثلا فرض کنید در این جا پیغمبر می‌فرمایند که همه احرام از مسجد شجره ببندند، اما آنهایی که مریض هستند اینها بیایند از جحفه، ما باشیم می‌گوییم برای کسی که علت ندارد احرام از مسجد شجره می‌شود واجب، کسی که عبور کند بدون احرام می‌شود حرام، کسانی که صاحب علت هستند، استثنا می‌شوند خب ما باشیم این را می‌فهمیم، ولی یکدفعه نگاه می‌کنید می‌بینید امام صادق روایت دارد فرمودند که اگر از مسجد شجره آمدی در جحفه هم می‌توانی احرام ببندی! آن وقت با این روایت ما چه کنیم؟ یا باید بگوییم با این روایت، روایت اول رسول اللَه را تخصیص بزنیم و دایره آن را مقید کنیم و تقیید کنیم به کسی که ذات علت است، ولی در روایت این تکه افتاده، در حالتی که اگر این مسئله، مسئلۀ‌ مرض بود به خاطر اهمیت مسئله، راوی نقل می‌کرد.

  • الان شما فرض کنید که یک خبری و یک مطلبی را می‌خواهید از یک شخصی نقل کنید که این قضیه، قضیۀ‌ مهمی است قضیۀ ‌احرام یک قضیۀ حیاتی است دیگر، مسئله احرام است، آیا ممکن است شما این مسئله را نصفش را بگویی، نصفش را نگویی؟ مگر مرض داری؟ می‌گویی من مریض بودم امام به من فرمودند جحفه احرام ببند، نمی‌گویی که من به امام صادق گفتم از مدینه می‌آیم بیرون و مکه می‌روم امام فرمودند برو جحفه! لازمۀ‌ آن تقوا و عدالت در نقل این است که موقعیت خودت را هم توضیح بدهی که چون من مریض بودم امام فرمود که برو از جحفه، ببنید اینها نکات دقیقی است که در استنباط اینها به درد می‌خورد؛ یعنی تعیین کننده است. راوی اگر یک راوی عادلی باشد و می‌خواهد مطلب را برساند، مطلب را می‌خواهد القا کند، حکم شرعی را می‌خواهد به دیگران القا کند نمی‌تواند آن موقعیت خودش را کتمان کند که من مریض نبودم، طوریم نبود... بلکه باید بگوید من مریض بودم و به امام این جور گفتم و امام فرمود که خب حالا که مریض هستی و ذات علت هستی به جای مسجد شجره برو از جحفه، در حالی که همچنین چیزی در روایت نیست صریحا می‌گوید به امام گفتم از مسجد شجره می‌خواهم بروم به مکه، در اینجا احرام ببندم یا از جحفه؟ حضرت می‌فرماید برو از جحفه ببند، این جا است که ما با این خصوصیت تقیید روایت رسول اللَه را ترجیح می‌دهیم تا تقیید روایت امام صادق را، روایتی که از رسول خدا نقل کردند برای ذات علت، ما آن را به واسطۀ‌ این نکته مقید می‌کنیم.