جلسه ۱۰۰
2در روایت قبل این بود که وقتی که از مسلخ دور شدی تا یک برید در آن جا احرام ببند، در اینجا میتوانیم بگوییم این دلالت بر استحباب میکند نه وجوب. روایت دیگر از ابی بصیر است که فرق میکند با سندش میگوید که از امام صادق شنیدم حد العقیق اوله المسلخ و آخره ذات عرق1 خب پس ابتدای مسلخ هم در این جا قابل برای احرام است.
البته بعضیها در اینجا اینها را توجیه کردند - در جواهر- که حد عقیق در این جا دلالت نمیکند که از اول عقیق احرام جایز است، چون حضرت فقط عقیق را تفسیر کردهاند که عقیق به این جا میگویند. ولی روایت دیگری هم داریم که از خود مسلخ... پس یعنی در اینجا توجیه صحیح نیست، از خود عقیق یعنی از ابتدای عقیق که مربوط به حجاج اهل عراق است و در آن جا میشود احرام بست. حتی داریم که امام صادق در این جا میفرماید: وقّت رسول اللَه لاهل العراق العقیق و اوله المسلخ وسطه غمره و آخره ذات عرق و اوله افضل2 و بعد در این جا میفرماید که اوله افضل از اول عقیق احرام ببندند، این معلوم میشود که در این جا این مسئله هست که مثلا در یک جا امام میفرماید که وقتی از مسلخ عبور کردی تا یک برید بعد رسیدی آن جا احرام ببند، از طرف دیگر میفرمایند که از مسلخ افضل است چرا که اول است، در این جا به دست میآید که خب مشخص است وقتی که انسان احرام ببندد هر چه بیشتر در احرام باشد فضیلت آن بیشتر است یعنی آدم یک روز در احرام باشد، دو روز باشد، دو ساعت باشد، پس این اولیت که میفرماید اوله افضل خب معلوم میشود که فضلیت آن بیشتر است، چون بیشتر راه در حال احرام طی میکند خب چرا در آن جا میفرماید که وقتی که از مسلخ دور شدی؟! حتما در آن جا یک مسئله برای راوی بوده است حالا مثلا گفته یکخرده دیرتر مثلا احرام ببندم یک خصوصیتی در آن جا بوده که حضرت به این نحو بیان کردند و الا امام نمیآید اول را ول کند بگوید که یک مدتی گذشتی، دو ساعتی گذشت، چند ساعت یا یک روز، بالاخره اینها فاصله دارد، بیست و چهار کیلومتر هر بریدی فاصله دارد در این جا حضرت بیاید آن را بیان کند.
- 1- وسائل الشیعه، کتاب الحج، حدیث 7 صحفه 312
- 2- وسایل الشیعه، چاپ آل البیت، حدیث 9 صحفه 313

