جلسه ۹۹
2میزان روایاتی را که از ائمه علیهم السلام در موضوع واحد آمده است برای انسان خیلی تعیین کننده است نسبت به کیفیت نظرۀ امام علیه السلام دربارۀ افراد خب شما ببینید الان در این روایات متعددهای که داریم که خیلی در این زمینه هست؛ روایاتی که در این جا هست به اضافۀ روایاتی که در جامع الاحادیث است ـ البته جامع الاحادیث از این جامعتر است وقتی که من نگاه میکردم خیلی زیاد یعنی بیش از بیست یا بیست و پنج روایت به طرق مختلف بوده است که به همۀ آنها اعتماد شده است و همه آنها یک مسئله و یک مطلب را بیان میکردند که این مواقیت، مواقیتی است که رسول خدا تعیین کرده است ـ الان ما نگاه میکنیم میبینیم آن چه در این جا مورد نظر است، روایات، تمام توجه افراد به این مواقیت است؛ یعنی از چند جهت حرکت افراد به صوب مکه در این راستا تحقق پیدا میکند یعنی اگر شخص از آن طرف بیاید باید خودش را به این میقات برساند.
اگر شما در نقشه نگاه کنید میبینید بسیاری از این راههایی که افراد میآمدند دقیقا با میقات برخورد نمیکرده مثلا فرض کنید راهی که شخص از جده وارد میشود با این که افراد بسیاری از ناحیۀ جده میآمدند در آن موقع از بلاد هند که میآمدند به جدّه میآمدند. جده ارتباطی با جحفه ندارد ولی میبینیم که حضرت آن مسیر را میقاتش را جحفه قرار داده است.
البته جحفه برای آن اهالی که به اصطلاح از طرف غرب میآیند یا برای افرادی که ازناحیۀ عراق میآیند آن را مثلا وادی العقیق قرار دادند در حالتی که آن افرادی که از ناحیۀ عراق میآیند که مرز عراق با عربستان آن مزر از نجف است از آن جا حرکت شروع میشود غیر از آن افرادی که از طریق بصره هم حالا ممکن است بیایند این دقیقا محاذی با آن میقات نیست باید راه خودش را کج کند و یک مقداری از آنجا عبور کند یا در جده باید دو ساعت یا دو ساعت و نیم برود برای جحفه در حالتی که بین جده و مکه نیم ساعت راه است با ماشین سه ربع راه است ولی تا جحفه دو ساعت و نیم است باید دو ساعت ونیم تا جحفه برود و دو ساعت و نیم هم باید برگردد مکه که میشود پنج ساعت! این شخص باید این همه راه برود دقت در این مسائل برای انسان این مسئله را روشن میکند که نظر ائمه علیهم السلام در میقات یک نوع الزامیبوده است برای افراد که در همین قضیه افرادی که از خارج میآمدند در آن میقات احرام خودشان را در این میقات قرار بدهند ولی راجع به افرادی که بالفرض در مادون مسافت باشند خلف المیقات باشند آنها دیگر لازم نیست برگردند زیرا خود آن میقات باشند با ورود او شخص را در برگرفته و آن جنبۀ میقاتیت برای این گونه افراد در خلف المیقات مهیا شده است آن حالت میقاتیّت و حیثیت میقاتیت بدون خلف المیقات وراء المیقات است که قدام المیقات که در آن جا آن حیثیت میقاتیت در آن جا حاصل نشده است مگر این که شخص به آن جا برسد.

