جلسه ۹۷
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
صحبت در استطاعت تمام شد و موانع استطاعت را هم عرض کردیم و عرض شد که در این مسئله البته روایات مختلفی وجود دارد، مثلا کسی که منزل ندارد حج برود خداوند برای او مثلا مقدر میکند، کسی که ضیق معیشت دارد به حج برود خداوند سعۀ رزق به او میدهد، نظیر این مسائل هست حتی در مورد ازدواج هم هست که حج باعث می شود که تسهیل در تزویج برای انسان حاصل بشود ولیکن خب ما این مطلب را از نقطۀ نظر حکم تکلیفی و فقهی و تخصصی عرض کردیم و روشن شد که نسبت به مسائل مختلف، قضیه مانعیت تفاوت میکند؛ و بنابراین ماحصل مطلب در مورد استطاعت این شد که شخص اگر مستطیع بشود برای حج، نمی تواند به بهانههای مختلف حج را به تأخیر بیاندازد و برای استطاعت باید تلاش کند؛ یعنی شخص مکلف از وقتی که به تکلیف میرسد باید برای کسب استطاعت تلاش کند مانند سایر واجبات، مانند واجبات مطلقه که مکلف برای تحصیل آن واجب باید به دنبال مقدمات وجودیّه او برود.
مرحوم صاحب فصول در تقسیمی که دارند واجب را به مقید و مشروط و امثال ذلک آن و مقدمه را به مقدمۀ علمیه یا مقدمۀ وجودیه و مقدمۀ موضوعیه تقسیم میکنند و مقدمات عقلیه و اینها، آن مقدمۀ وجودیه را از اطلاق خارج نمیکندف آن مأمور به را، بلکه مقدمات وجودیه بر عهدۀ خود مکلف است به مولا هم کاری ندارد وقتی که مولا میگوید صلّ تحصیل مقدمات وجودیه برای صلاة بر عهدۀ مکلف است و بر عهدۀ مأمور است و به مولا کاری ندارد که فرض کنید که تحصیل طهارت مائیه باشد و همین طور طهارت ثوب باشد لباس مصلی باشد، اینها به مولا مربوط نیست.
و همین طور ما در توضیح این مطلب اگر نظرتان باشد در واجب مطلق عرض کردیم که، واجبی که تکلیفش مقید به وقت است از اطلاق خارج نمیکند بلکه وقت در آن جا ظرف وجود لحاظ شده است نه شرط برای موضوع، که شرط برای خود اصل آن وجوب باشد؛ وقتی که مولا میگوید، اکرم زیدا لیلة الخمیس، از روز شنبه که میگوید این حکم گریبان مکلف را گرفته است، دیگر او نمی تواند مسافرت برود و بگوید من در قم نیستم تا این که بتوانم امر مولا را انجام بدهم، نخیر مولا پدر او را هم درمیآورد، میگوید در قم نیستی، کر که نبودی به تو گفتم که لیلة الخمیس، شما در این زمان اکرام بکن، یعنی چه؟ یعنی بلند شوی بروی؟ پس امر من در این جا چه میشود؟ و تکلیفی که در این جا میکنم چه میشود؟ این همان مسئلهای است که خیلی از افراد و فقها را به اشتباه انداخته و بین واجب مطلق وقتیه و واجب مطلق غیر وقتیه اشتباه کردهاند، در واجب مطلق هیچ فرقی بین واجب مطلق غیر وقتیه مثل این که فرض کنید در موقع صلاة، صلّ که الان حکم به واجب میکند یا حکم به قبلش میکند این هیچ تفاوتی ندارد، چه الان مولا بگوید صلّ در وقت زوال چه مولا از صبح بگوید صلّ صلاة الظهر، هیچ تفاوتی در اینجا ندارد فقط وقتش این است که آن در همان لحظه آن حکم تعلق میگیرد، این حکم از پنج ساعت زودتر تعلق میگیرد هیچ فرقی نمیکند، لذا مکلف نمیتواند کاری انجام بدهد که خودش را از تحت تکلیف دربیاورد، چون از تحت تکلیف درنمیآید، مخالفت کرده، این طور نیست که از تحت تکلیف درآمده و این با آن وقت خودش را منطبق نکرده.

