جلسه ۹۷
2بنابراین وقتی که مولا می گوید اکرم زیدا لیلة الخمیس از الان باید او رفع موانع کند و از الان باید تحصیل مقتضایت و مقدمات کند؛ یعنی از روز شنبه، از روز شنبه باید برود مواد غذایی بخرد، از روز شنبه باید زمینه را آماده کند، از روز شنبه باید فرض کنید که افرادی که میخواهند بیایند منزلش فی لیلة الخمیس بگوید نیایید و موانع را رفع کند اینها چیزهایی است که بر عهدۀ خود مکلف است که تحصیل مقتضیات و رفع موانع باید از همان موقع تعلق تکلیف باشد.
و این را هم خوب است بدانید در مورد شهر رمضان هم همین طور است «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم؛» یعنی در طول سال این یک ماه برای شما به عنوان رمضان جعل شد، این می شود واجب مطلق نه واجب مشروط به آمدن شهر رمضان، وقت واجب چیست؟ شهر رمضان است و شهر رمضان به عنوان احد مقدمات وجودیه در این جا مطرح است نه شرط خود نفس الوجوب و اصل الوجوب، اصل الوجوب به حال خودش باقی هست، لذا برای افرادی که میدانند برای شهر رمضان استطاعت و قدرت روزه ندارند مگر این که از ماهها قبل تمهید مقدمات کنند واجب است که این تمهید مقدمات را بکنند، کاری نکنند که برای آنها ضعف پیدا شود، مرض پیدا شود و مسئلهای که باعث شود که ماه رمضان از آنها فوت شود ماه رمضان برای آنها واجب است بای نحو کان، و لذا از این جا استفاده می کنیم که آیۀ شریفه که میفرماید «فمن کان مریضا منکم او علی سفرٍ؛» یعنی سفرهای ضروری یا سفرهایی که شخص باید آن سفرها را انجام بدهد، اگر شخص می تواند این سفر را بعدا انجام بدهد نمیتواند در ماه رمضان انجام بدهد که آن سفر مخلّ بشود و همین طور افرادی که برای فرار از صوم آنها مسافرت میکنند این مسافرت میشود حرام، وقتی که این مسافرت حرام شد پس بنابراین این روزه از گردن آنها ساقط نمیشود بلکه در طول سفر هم آنها به حال روزه باقی خواهند ماند و اگر در آن سفر افطار کنند آن وقت باید کفاره بدهند؛ یعنی کفارۀ که همان ستین مسکینا او صیام ستین یوما باید باشد. چون سفری است که برای رفع تکلیف آن سفر انجام گرفته و آن سفر قطعا سفر حرام خواهد بود، و سفرهای ضروری که انسان انجام میدهد و نیازی به آنها دارد از این مسئله خارج خواهد شد، خب این را هم ما عرض کردیم. روی این حساب خود اصل حج من اول وقت التکلیف مانند صوم شهر رمضان فی عامنا هذا و مانند وجوب صلاة فی یومنا هذا این وجوب حج بر عهدۀ ما متعلق و مترتب خواهد شد، نفس وجوب حج من اول اللحظة التکلیف یتعلق بعنقنا حتی نقضی علیّ، این وجوب حج که از ابتدای تکلیف بر ذمه مستقر میشود ایجاب میکند که مکلف به دنبال تحصیل مقدمات وجودیۀ آن برود، که تحصیل مقدماتش عبارت است از: استطاعت، استطاعت را باید از آن موقع شروع کند و برایش تحصیل کند یک مبلغی را مرتب کنار بگذارد تا این که به یک حدی برسد که آن حد بتواند حج را برای او ایجاب کند یا حتی می تواند قرض کند و بعد آن قرض را ادا نماید، اگر میتواند قرض کند و می بیند که اگر قرض کند، سر ماه می تواند قسطش را بپردازد در این صورت باز واجب است که این کار را انجام بدهد، همانطور که در روایات هم این مسائل را عرض کردیم. پس استطاعت شرط وجوب نیست بلکه شرط الوجود است و هیچ ارتباطی با وجوب اطلاقی حج ندارد مطلقا این بحث تمام شد.

