اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۶

0
فقه
جلسات

موانع حج - موانع استطاعت: ازدواج (3) - 25-11-1431

نسخه عربی

جلسه ۹۶

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • راجع به موانعی که عرض شد در استطاعت، صحبت در این جا بود که آیا ازدواج می‌تواند مانعیت برای استطاعت به وجود بیاورد یا نه؟ اتفاقا این یک مسئلۀ خیلی مبتلابه‌ است و خیلی‌ها سوال می‌کنند، یعنی بعد از این که ما این مباحث را مطرح کردیم خیلی از جوانها و از غیر جوانها هستند آنهایی که خیالهایی به سرشان می‌زند فیلشان یاد هندوستان می‌کند نمی‌دانم خیال می‌کنند جوان هستند که خلاصه برای ما مثلا این مقدار استطاعت هست اما اگر بخواهیم ازدواج بکنیم دیگر خب سلب استطاعت می‌شود! آیا این قضیه باعث می‌شود یا نمی‌شود؟ 

  • خیلی اتفاق می‌افتد مثلا فرض کنید که شخص عیال دارد ولی می‌خواهد ازدواج مجدد بکند می‌گوید که ما از استطاعت می‌افتیم و پیغمبر هم که فرمودند: النکاح سنّتی - انگار هیچ چیزی دیگر سنت نیست فقط همین یکی سنت شد- فمن رغب عن سنتی فلیس منّی پس ما به خاطر این که یک وقت جدا نشویم از این مسئله، باید راغب عنه نباشیم بلکه راغب الیها باشیم و تا این که خب به سنت عمل کنیم یا من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق اللَه فی النصف الآخر اینها حکایت از این می‌کند که این مسئلۀ‌ ازدواج یک مسئلۀ مهمی ‌است وجزو این سنت است و باید به آن عمل شود.

  • و دیگر مسئله مسکن است، آن هم یکی از مسائلی است که خب ممکن است جنبۀ مانعیت برای استطاعت به وجود بیاورد.

  • علی کل حال، در مسئلۀ ‌ازدواج همان طوری که عرض کردیم این قضیۀ ازدواج دو حیثیت دارد: یک حیثیت حیثیت نیاز انسان است که ازدواج اغلب برای خاطر نیاز است و حالا گرچه این همراه با سنت است و با یک مسئلۀ‌ پسندیده که سنت شده است و به قول مرحوم آقای انصاری رحمت اللَه علیه ایشان می‌فرمودند: از غرایزی که خداوند برای انسان قرار داده است این غریزه موجب تکدر نمی‌شود ایشان این طور می‌فرمودند که همان طوری که انسان نیاز به اکل دارد نیاز به شرب دارد نیاز به این مسئله هم دارد. امام علیه السلام هم می‌فرماید: در مسئلۀ استطاعت کسی که قوت سفر را داشته باشد این قوت سفر خب برای او الزامی ‌است و نسبت به قوت سفر هم که حتما تیهو و قرقاول نفرمودند، فرمودند: اطعمهم الخبز و الزیت این قوت، قوت سفر است دیگر و برای انسان همین مقدار کافی است؛ یعنی ما یک مقداری هم باید به خودمان بیاییم و ببینیم که این جوری هم نبوده. من با خودم فکر می‌کنم گاهی از اوقات مگر در سابق آن زمانی که جعل این حکم شده مگر چه جوری می‌رفتند؟ مگر فرق دارد؟ یعنی در زمان پیغمبر آن وضع حکم و جعل حکم مربوط بوده به افرادی که حتی مشاط باشند ولی در زمان امام صادق عوض شد؟ قضیۀ مؤونه و دابّه یعنی این شد؟ وقتی که از حضرت سوال می‌کنند راجع به الاستطاعه حضرت می‌فرمایند مرکوبی داشته باشد و قوتی داشته باشد برای خود و برای عیال که در موقع مراجعت هم بتواند زندگی کند؛ یعنی این وضع بود خب ما می‌بینیم در زمان پیغمبر مشاط هم حرکت کردند و پیغمبر به آنها نفرمودند برای شما استطاعت نیامده! شما هنوز مستطیع نیستید! این را نگفتند بلکه گفتند که بیایید و حرکت کنید و حتی به اصطلاح از شدت جوع و از شدت تعب خیلی از آنها نتوانستند بیایند و پیغمبر مجبور می‌شدند در بعضی از منازل استراحت کنند اینها چیزهایی بوده که خب هنگام نزول این مسئله آمده و مطلب را به انسان گوشزد می‌کند که قضیه همچنین خیلی ولنگ و باز هم نیست که تخت روانی باشد و همه چیز به جای خودش و در آن ظرف حکم برای تنجز و فعلیت و اینها برسد. در آن موقعیت امام نسبت به قوتی که تفسیر می‌کنند یک همچنین مسئله‌ای را می‌فرمایند.