اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۵

0
فقه
جلسات

موانع حج - موانع استطاعت: ازدواج (2) - شروع سال تحصیلی 1431 ـ 1432 - 15-11-1431

نسخه عربی

جلسه ۹۵

3
  • پس این روح صیام و روح این تکلیف این اقتضا را می‌کند لذا ابتداء این مسئله واجب شد؛ یعنی وقتی که یک قضیه ای که اول واجب می‌شود کف نفس، یا فرض کنید که حرام می‌شود ارتکاب، یک چیزی انسان باید از این قضیه بفهمد، یک مسئله را باید بفهمد، یک حکمی‌را باید بفهمد که چرا از اول این مسئله حرام بود؟ خدا می‌خواست فرض کنید که به عنوان یک واقعه و اوامر امتحانیه و نواهی امتحانیه این مسئله را بخواهد مطرح بکند بگوید که شما عرضه ندارید یا نمی‌توانید به این مسائل یا این که بالاخره در خود این قضیه امتحانیه یک چیزی خوابیده؛ یعنی یک پیامی ‌در ‌آن هست؟ آن کسانی که می‌گویند مسئلۀ حضرت ابراهیم امتحانیه است و همه غلط می‌کنند و اشتباه می‌کنند آنها فقط همین می‌گویند مسئله یک مسئلۀ امتحانیه است گیرم بر این که مسئله امتحانیه باشد، یک پیامی‌در آن است که باید بدون ذبح فرزندت را ذبح کنی این پیام اختصاص به حضرت ابراهیم ندارد برای همۀ ما است، این پیام این را می‌رساند که آن مسئله، مسئلۀ یک ظاهری است که حالا این اوامر در خارج تحقق پیدا کرده یا نکرده آن یک قضیه خارجیه است ولی اصل مسئله این است اصل مطلب این است که این اوامر در همۀ‌ افراد نفوذ دارد و آن حقیقت عرض می‌شود ملاک امریت نسبت به حضرت ابراهیم تنها نیست، نسبت به همۀ ما است و در هر جا که یک همچنین مسئله‌ای پیش می‌آید انسان باید این مطلب را انجام بدهد؛ ذبح کند فرزند خو د را در نفس، ذبح کند تعلقات خود را در نفس، ذبح کند منصب و کرسی و دفتر و دستک را در نفس، ذبح کند این بیا و بروها و اینها را، تمام اینها این جنبه، جنبۀ به اصطلاح چیز دارد جنبه حالا که سن ما فرض کنید که به هشتاد سال رسیده به نود سال رسیده یک قضیه در این جا پیش می‌آید با موقعیت ما منافات دارد ولی باید بگذریم، نباید ملاحظۀ شخصیت خود را بکنیم مبادا ملاحظۀ شؤون اجتماعی خود را بکنیم روی آن که تشخیص می‌هیم باید بایستیم این معنا معنای ذبح است، حالا او فرزند داشته باشد یا نداشته باشد قضیه به او کار ندارد مبادا در این جا مصالح اجتماعی خود را و مسائل شوؤن اجتماعی خود را در این جا بیاییم و ملاحظه کنیم و بیاییم به خاطر مصالح و اینها بخواهیم شل بگیریم این جا با ختیم و نمرۀ‌صفر آ‌ورده‌ایم. پس این مسئله خدا که بیخود نمی‌آید قضیۀ حضرت ابراهیم را در این جا بیان کند، اگر داستان داستان است به ما چه ارتباطی دارد اگر این یک واقعه حضرت ابراهیم خیلی مقام داشت خب به من چه مربوط است حضرت ابراهیم فرزندش راهم برای ذبح کردن آورد خب بنده چکار کنم الآن آن این کار را کرده حضرت اسماعیل تقبل این فرض کنید که شهادت را پیدا کرد خب من این وسط چکار کنم سه هزار سال از قضیه گذشته یک واقعۀ تاریخی بوده خدا هم به او مراتب داده خیلی خب داده چه دردی از من دوا می‌کند؟ قرآن شعر نیامده برای ما بگوید، این حکایتی را که نقل می‌کند در آن پیام است، در این حکایت بلاغ است، در این حکایت نکته است نکته این است که: تو هر آنی در این معرض امتحان قرار داری تو هر آنی باید این مسئله را لحاظ کنی این قضیه را تو باید لحاظ کنی این قضیه ممکن است برای فرزند تو پیدا شود منتهی ذبح نکنی ولی وقتی می‌بینی کار خلاف کرد همان عملی را انجام بدهی که نتیجۀ ذبح فرزند اسماعیل است و آن قطع تعلق؛ همان کار را باید بکنی چرا نمی‌کنی؟ چون پدری نمی‌کنی؟ خب آن هم پدر بود چه فرقی می‌کرد؟ هم از تو بالاتر بود و هم بچه‌اش‌ از بچۀ تو زیباتر بود، از بچۀ تو مراتبش بالاتر بود از بچۀ تو مراتب فعلیتش و اینها بالاتر بود، حضرت اسماعیل کجا و سایر افراد کجا ولی در عین حال می‌بینیم او گذشت و از این قضیه رد شد و ارتقا پیدا کرد این پیام با این حکایت به ما رسیده است لذا فقط مسئلۀ امتحانی نیست در هر مسئلۀ‌امتحانی یک نکته نهفته است.