جلسه ۹۵
2علی کل حال، اگر مسئله، مسئلۀ خود نیاز باشد اصلا میتوانیم در خود کیفیت استطاعت این مسئله را به اصطلاح سرایت بدهیم؛ یعنی بگوییم که همان طوری که استطاعت عبارت است از اقتدار بر انجام مناسک به یک نحو متعارف، این قضیه و این مسئله هم همین طور است که همان طوری که بدون اکل و بدون شرب مشکل است بلکه متعسر است و در بعضی از اوقات متعذر، حتی انسان فعلی را، عملی را انجام بدهد همین طور در قضیۀ ازدواج هم مسئله همین است، در به اصطلاح مسئله ادامه حیات متعسر بشود برای انسان این اصلا جزو خود مؤونه به حساب میآید جزو همان لازمه برای حیات است، مثل قضیه اکل و شرب و نوم و امثال ذلک و اینها میماند لذا در این مطلب شارع طبعا اختیار را به انسان داده؛ یعنی نسبت به این مسئله همان طوری که ما مشاهده میکنیم که در این مطلب و در این قضیه شارع رعایت حال مکلف را کرده است.
در این مسئله آیه صیام هست، چیست این آیۀ صیام أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ اَلصِّيٰامِ اَلرَّفَثُ إِلىٰ نِسٰائِكُمْ … ﴿البقرة، 187﴾ که در این جا حکم بر حرمت نکاح در لیالی صیام بود و بعد خب این مسئله مشخص شد که خیلیها نمیتوانند این مطلب را انجام بدهند، یک ماه رمضان از اول تا آخر، این یک ماه برای ایشان خیلی متعسر از این به اصطلاح بود یا برای بعضی هم متعذر بود و لذا در آیه میفرماید … عَلِمَ اَللّٰهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتٰانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتٰابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفٰا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ ... ﴿البقرة، 187﴾ الان، خلاصه الان؛ یعنی همین الان، معلوم نیست این آیه کی آمده شب آمده روز آمده، روز که نیامده روز که نمیشود الان حتما شب آمده الان خلاصه همین الان تشریف ببرید و قضای مافات هم بفرمایید. این نشان میدهد که این حکم اولی بر این قضیه بر عدم مباشرت بوده است، بر عدم مباشرت، یعنی ماه صیام ماهی است که باید ذهن را یک مقداری از مسائل حیوانی به مسائل غیر حیوانی کشاند، لذا در کیفیت غذا خوردن در کیفیت افطار کردن در کیفیت طهور و امثال ذلک باید آن چه را که آن دأب و عادت و دیدنی که قبل از ماه مبارک بود نسبت به اکل و شرب و نکاح و امثال ذلک و اینها، آن را در ماه رمضان یک نحوی عمیق تر و دقیق تر و رقیق تر کرد و نسبت به این مسئله اهتمام بیشتری داشت، آخر آن کسی که افطار میآید نمیدانم یک ظرف خورشت میخورد کذایی و با یک ظرف پلو میخورد فلان، این چطور میتواند شب ماه رمضان را درک کند فرض کنید که تا صبح یا آن کسی که در سحری میآید آن قدر میخورد که از دهانش برآید او چطور میتواند فرض کنید که آن فیوضاتی که برای صائمین در روز ماه مبارک رمضان میآید که با شکم خالی که همان مأدبۀ الهی که همان عبارت است از جوع برای او حاصل بشود؟ تازه عصر که میشود تازه یادش میآید که صبح سحری خورده است، این قدر خورده که فرض کنید که هشت ساعت طول کشیده تا این که معده اینها را بخواهد هضم کند، هنوز گرسنه نشده شب شده.

