اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۵

0
فقه
جلسات

موانع حج - موانع استطاعت: ازدواج (2) - شروع سال تحصیلی 1431 ـ 1432 - 15-11-1431

نسخه عربی

جلسه ۹۵

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • صحبت در موانع استطاعت بود و این مسئله را به یک نحو کلی ما مطرح کرده بودیم که مسئلۀ استطاعت مسئلۀ‌ توان است و مسئلۀ قدرت بر انجام فعل. 

  • ادراک این مسئله بسیار انسان را در رسیدن به مصادیق آن و استنباط کیفیت حکم در موارد مختلفه کمک می‌کند. قضیۀ استطاعت یک مسئله‌ای است که برمی‌گردد هم به مسئلۀ ‌استطاعت جسمیه و هم روحی به هر دوی اینها این مسئله بازگشت می‌کند؛ لذا اگر در این مسئله نظر شریف رفقا باشد روایاتی از ائمه علیهم السلام داریم که نسبت به کیفیت اکل یا کیفیت سفر و امثال ذلک ائمه علیهم السلام همان قضیۀ استطاعت مدّ ‌نظرشان بود؛ یعنی مسئلۀ استطاعت برای کسی که می‌تواند مشی کند و به مرکب سوار شود خب باید به مرکب سوار شود، کسی که نمی‌تواند و می‌تواند بعضی از مسیر را مرکب و بعضی را به مشی برود خب در این جا به همان کیفیت استطاعت محقق می‌شود و حتی برای کسی که می‌تواند به مشی این تکلیف را انجام بدهد با اختلاف مسافات باز این مسئلۀ استطاعت در این جا محقق است. نسبت به کیفیت اکل هم قضیه همین است یک شخصی می‌تواند فرض کنید که با غذایی که خلاصه دارای مقدار مواد متعادل، متعارف، کالری متعارف، پروتئین متعارف؛ یعنی با آن مواد متوسط او می‌تواند به سفر برود خب نیاز ندارد که حتما سعی کند که وضعیت و کیفیت تغذیه او به نحو دیکری باشد ولی که کسی نه، اصلا به طور کلی بخواهد نسبت به این مسئله کم بگذارد مریض می‌شود بدن او توان و قدرت ندارد مسئلۀ استطاعت در او متفاوت خواهد بود.

  • این مسئله بسیار مهمّی است که ما این مطلب را کاملا درک کنیم که قضیۀ استطاعت قضیۀ توان است. لذا نسبت به مسئلۀ ازدواج مطلب به همین کیفیت است، خب ازدواج سنت است، غیر از این که یک نیاز طبیعی انسان است یک سنت است و یک سیره و سنت مؤکده است، حالا واجب هم نیست ولی یک سنت مؤکده است که نسبت به این مسئله تأکید شده و نسبت به این قضیه خیلی روایات بسیار اکیده داریم من تزوج فقد أحرز نصف دینه فلیتق اللَه فی النصف الباقی1 یا فرض کنید که تناکحوا تناسلوا تکثروا فانی اباهی بکم الامم یوم القیامة ولو بالسقط2؛ البته آن مسئله دو قسمت دارد که: یک قسمت آن نکاح است و یک قسمت آن همان توالد و تناسل و اینها است، خب ازدواج به عنوان یک سنت است و این سنت در دو حالت برای انسان شکل می‌گیرد: حالت اول حالت نیاز است انسان به این قضیه نیاز دارد و بر این اساس خب به دنبال ازدواج می‌رود و مرد و زن در این مسئله تفاوتی نمی‌کند، هم در این جا به عنوان یک واقعۀ تکوینی به دنبال این رفع نیاز می‌رود و هم بر اساس سنت، بر اساس متابعت از سنت این کار را هم انجام میدهد. مسئلۀ دوم حالت، حالتی است که شخص نیاز ندارد و صرفا بر اساس سنت این کار را انجام می‌دهد هیچ نیازی هم ندارد حالا زن داشته باشد یا نداشته باشد، ازدواج کرده باشد یا نکرده باشد، وقتی که می‌خواهد در این سنت شریک باشد و از این نقطۀ نظر به دنبال ازدواج می‌رود.

    1. 1- بحار الانوار ج100 ابواب النکاح باب 1 ح 14
    2. 2- جامع الاخبار صحفه 101 الفصل الثامن والخمسون فی التزویج