جلسه ۹۴
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در مسئله استطاعت نسبت به حج عرض شد که نفس الاقتدار علی المشی و الاتیان بالافعال و الاعمال مساوقٌ لتحقق الاستطاعه و در این مسئله رکوب بر مرکب و تهیه مؤونه برای کیفیت اکل و شرب به نحوی که مصطلح بین افراد و اینها است، در این جا هیچ مدخلیتی در مسئله ندارد ولذا ما این الزام را در این مسئله مشاهده میکنیم که همین قدر که فرد بتواند اتیان حج را به نحوی که موجب ضرر بر او نشود ـ حالا مشیاً یا راکباً ـ بتواند انجام بدهد این استطاعت برای او حاصل است.
و همین طور در میزان مصرف از آن طرف هم حد یقفی وجود ندارد فرض کنید که یک شخص به تناسب حال خودش و به وضع خودش باید فلان غذا را بخورد تا بتواند حج انجام بدهد و این غذا گران است باید نسبت به تهیه آن مقدمات اقدام کند یا این که باید از فلان مسیر برود و حرکت از فلان مسیر برای او گران تمام میشود باید نسبت به آن اقدام کند و یا این که مثلا در شرایط فعلی ممکن است دهها میلیون برای شخصی خرج بردارد تا این که بخواهد مقدمات را طی کند به توسط عادی فرض کنید که برای او میسور نیست باید وسایلی را که تهیه میکند، حرکتی را که میکند، مبدأهایی را که برای حرکت انتخاب میکند، هر کدام از آنها موجب صرف تکالیفی است و تکلفه بردار است این شخص باید انجام بدهد و حد یقفی وجود ندارد میلیونها باید خرج کند و مکه برود و هیچ کس حق ندارد شرعاً جلوی فردی را که مستطیع است و میتواند با صرف مبالغی به حج برود بگیرد و اگر بگیرد کار حرام انجام داده حرام بیّن و حرام روشن و واضح! این مسئله مربوط به مسئله استطاعت .
حالا صحبتی شد و این بود که آیا میشود موانعی برای استطاعت فرض کنیم که متصور شد مثلا یک شخصی مالی را جمع کرده برای ازدواج، اگر بخواهد این را صرف در حج کند دیگر نمیتواند ازدواج کند یا این که فرض کنید که یک شخصی ازدواج کرده اگر بخواهد حمل بردارد خود حمل مانع از این اتیان حج خواهد شد آیا شرعا باید حمل را به تأخیر بیاندازد و حج انجام بدهد؟ یا این که نه، در این صورت خود حمل یکی از موانع خواهد بود؟ مثل این که فرض کنید که مریض شود یا این که مثلا پولی دارد و یک شخصی نیاز به این پول دارد و موقعیتش به خطر افتاده یا این که مرضی برای رفیقش حاصل شده برای رحمش یک مرضی پیدا شده و ندارد و این شخص اگر بخواهد این مال بر او انفاق بکند خودش از استطاعت حج ساقط میشود آیا باید گفت که هر کسی تکلیف خودش را دارد و به حج برود؟ حالا شده حالا من چه کنم؟ بالاخره استطاعت به من این اقتضا را میکند مثل سایر احکام سایر تکالیف که حالا فرض کنید که یکی مریض بشود آدم نباید روزهاش را بگیرد آن مریض شده این روزهاش را میگیرد آدم نمازش را میخواند حالا فرض کنید که کسی خانمش مریض شده و افتاده مستلقیا این شوهر هم غش بکند و بیافتد. من ندیدم حالا شاید باشد فرض کنید که این قدر تعلق باشد که وقتی شوهر بیاید ببیند خانمش مریض است این هم مریض بشود نه این که تا ببیند خانمش مریض است این سالم بشود این، نه آن جوری دیدیم، آمدند وقتی دیدند این مریض است آن سرحال شده ولی این که از این طرف است خب انشاءاللَه که این هم هست و انشاءاللَه زیاد هم باشد علی کل حال خب حالا آن تکلیفش تکلیف مستلقیا است ولی خب این میتواند نه، در حال استقامت بخواند نمازش را استقامت بخواند آیا مسئله حج هم همین طوری است یا نه اینها مسائلی است که خب فروعات متعدده دارد و نسبت به هر فرعی باید انسان به آنها رسیدگی بکند و خلاصه میزان را در مبنا به دست بیاورد که رضایت شارع در این گونه موارد به چه کیفیتی است!

