جلسه ۹۲
2يا فرض كنيد كه مانند تخليه سرب كه آن هم به همين كيفيت است و امثال ذلك از آن اموري كه به آن مقدمة موصله لازمة تحقق وجودي تكليف است كه از او تعبير به مقدمات وجوديه ميشود يا تعبير به مقدمات عقليه ميشود، تفاوت نميكند البته مقدمات عقليه جنبة اوسعي از او را دارد كه از جمله مقدمات عقليه حالا فرض كنيد كه خود تكليف است و بلوغ و امثال ذلك و عقل و صحت و اينها مقدمات وجودي است خب مسائل ديگر.
لذا بعضيها آمدند مقدمات عقليه را اعمّ گرفتند و مقدمات از مقدمات وجودي است بعضيها آمدند حدّ فاصل قائل شدند از اين نقطه نظر تفاوتي ندارد بالاخره بحث بر سر آن مقدمة موصله است حالا در آن مقدمة موصله يا جهات خارجيّه دخيل هست مثل فرض كنيد كه تكليف و عقل و اينها يا جهات خارجيه دخيل نيست لحاظ شخصّيه است مثل اموري كه پيش ميآيد يعني سماوي يا غير سماوي منظور بنده اين بود كه يا امور خارجيهاي است كه خود شخص در او دخالت دارد يا دخالت ندارد و به واسطه جوانب و اطراف بستن حدود و انفتاح حدود و تخليه سرّب امنيت طرقات، اينها همه از مطالبي است كه خب ميشود روي اين مسئله حساب كرد.
همين طور مسائل ديگر و جهات ديگر كه هست احتمال خوف به طوري كه در آن قضيه امسال كه پيش آمد و احتمالي كه در آن جا دادند اين هم از مطالبي بود كه ميبايستي روي اين قضيه بيشتر تأمّل ميشد و اينها چيزهايي است كه بايد راجع به آن اهل خبره نظر بدهند و حالا آنها یا حكم به جواز يا حكم به منع بدهند.
طبعا به حكم عقل و سيرۀ عقلائيه هر دو جنبه يعني حكم عقل كه عند وجود خطاب من المولی، مكلف عقلا موظف است براي ترتيب مقدمات موصله جهت انجاز تكليف در خارج اين حکم، حكم عقل است و مكلف نميتواند دست روي دست بگذارد و توقع داشته باشد آن تكليف خودش در خارج تنجز و تحقق خارجي پيدا بكند! تنجز يعني تحقق خارجي پيدا بكند عقلاً اين مسئله محكوم و باطل است و سيرۀ عقلائيه هم در مسئله بر خلاف اين مطلب است.

