جلسه ۹۱
4نسبت به این قضیه با این که در این جا اکرام در لیلة الخمیس است اقدام برای این مسئله رفع موانع برای این قضیه اگر فرض کنید که بیایند به او بگویند که در روز اربعاء فرض کنید که به فلان جا برویم و این بخواهد قول بدهد خوب نمیشود در این جا باید رفع موانع کند به دوستانش بگوید آقا من یوم الاربعا کار دارم نمیتوانم بیایم مانع را رفع کند یا این که احتمال میدهد فرض کنید که برای او یک ما نع دیگری پیدا بشود از همان یوم السبت باید به فکر رفع مانع باشد برای یوم الاربعا و برای لیله الخمیس نه این که بگذارد موعد برای وجوب اکرام که لیله الخمیس است برسد آن موقع تازه به فکر رفع موانع و تهیه ایجاد مقدمات باشد این خلاف این مشی عقلاییه و برخلاف اصول عقلیه است و در اینجا عقلا او را مذمت میکنند بر این که چرا نسبت به این قضیه اقدام نکرده و مورد عقاب مولا قرار میگیرد.
همین طور قضیه در مورد صلاه است در مورد صلاة فرض کنید که انسان میداند که نسبت به صلاه ظهر یک چنین مسئلهای است باید برود کسب طهارت مائیه بکند و امثال ذلک.
حالا در مورد حج وقتی که ما قائل به وجوب اطلاقی حج شدیم طبعاً یک موانعی نسبت به این قضیه ممکن است وجود داشته باشد و یک معداتی برای این قضیه هست آن معدّاتی که برای تحصیل استطاعت است آن معدّات به چه میزانی باید مکلف نسبت به آن اقدام کند؟ چقدر باید نسبت به او اقدام کند چه میزانی باید برای رفع موانع باشد؟ به چه میزانی باید در رفع این موانع اهتمام داشته باشد؟
این میزان رفع موانع و میزان معدّات همان طوری که عرض شد بر اساس جری حکم تکلیفی در ظرف معتاد است یعنی شارع وقتی که یک تکلیفی را القاء میکند این نسبت به وصول آن تلکیف و انجاز آن تکلیف در همان ظرف آن معتاد و وجودی این تکالیف این جعل میشود و وضع میشود در همان ظرف معتاد در همان ظرف و زمینه جری عادی این تکلیف، مگر این که در موارد خاصی باشد که در آن موارد خود شارع نسبت به قضیه اهتمام دارد.

