جلسه ۹۰
3خُب حالا در مورد حج گفتیم که واجب، واجب مطلق است و بلکه از همه مطلقات هم مطلقتر است! در آن جا شخص برای رفتن و برای اعداد مقدمات باید خودش نسبت به موقعیتی که دارد تلاش کند! چه موقعیتی دارد نسبت به خود این اعمال، مکانش تا مکه، ابتعاد محل به اصطلاح موقفش تا مکه خصوصیاتش اینها باید نسبت به آنها تلاش انجام بدهد از جمله آن موارد فرض کنید که چیست؟ از جمله آن موانع حمل است اگر زن حمل داشته باشد و حمل مانع باشد مانع برای حج باشد آیا باید نسبت به حمل جلوگیری کند؟! چون بالاخره میبیند که از آن باید حمل بخواهد پیدا کند امسال که هیچ تا چند سال دیگر هم فرض کنید که آن موفق به این مکه نخواهد شد و حالا این مربوط به حمل اولیش است حالا اگر نه بعد از این خلاصه دوباره شیطونی کردند و خلاصه فرض بکنید که حمل بعدی پیدا شد و آن هم یک چند سال دیگر و حمل سوم و چهارم و پنجم و ششم و یا اللَه! و همین طوری برود جلو این باید دیگر فاتحه مکه را بخواند، چون هر کدام از اینها که میآیند یک چند سالی هم با خودشان تبعات میآورند دیگر، یک سه یا چهار سالی باید اینها را حضانت کرد نمیدانم چه کرد و...
پس بنابراین یک دفعه بگوییم آقا دیگر از زنها تکلیف برداشته شده به طور کلی! چیست قضیه؟! در این جا واقعا مسئله چیست؟! چه جوری در این جا باید حکم کرد نسبت به این مسئله؟ این مسئله، مسئله آسانی نیست در این جا، این خلاصه جای تأمل دارد و جای این از مواردی است که خلاصه باید آن شم الفقاهه بایستی که به کار انداخت و دید که شارع دراین جا چه مقصودی دارد از وجوب حج و چه منظوری دارد از وجوب حج و در این زمینه چه مطلبی دارد؟

