جلسه ۹۰
2در بحث استطاعت در آن جا گفتیم که لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا ولی برای کسی که استنکاف کند، من استطاع الیه سبیلا یعنی این استطاعت بر اساس جری عادت باشد، اگر کسی فرض کنید که توان بر اخذ راحله دارد سوار راحله بشود راحله آن زاد و فلان این چیزها بشود آن کسی که نمیتواند نصف از مسیر را با راحله و نصف دیگر را با غیر راحله و مرکب طی کند، آن کسی که نمیتواند و قدرت بر مشی دارد و... همه اینها بر اساس عادت و جری بر عادت است آن کسی که ندارد خوب مشیاً باشد مشیاً باشد آن کسی که میتواند از نظر زاد، زاد بهتری تهیه کند آن کسی که نمیتواند حتی داریم نان و زیت بخورد و به حج برود، این میشود جری بر اساس جری عادی.
حال اگر کسی مریض بود و قدرت بر مشی نداشت خب شارع تکلیف را برمیدارد این انتقال تکلیف بر اساس همان استعداد شخص مکلف است برای اتیان، وقتی استعداد منتفی شد حالا اگر با وجود استعداد استنکاف کرد این جا دیگر عادت میرود کنار مریض هستی باش تو سرت باید بخورد سال بعد باید مکه بروی! هر چه بگوید آقا من دیسک گرفتم به جهنم که گرفتی میخواستی سال قبل بروی! حالا نرفتی حالا باید بأیّ نحو کان بروی. شارع این جا دیگر میبینید مته را میگذارد و صاف میگوید باید دیگر در اینجا این را انجام بدهی اگر انجام ندادی چه و چه خواهد شد.
پس بنابراین اینجا میبینیم حکم تغییر پیدا میکند در صورت استنکاف به خلاف عادت و خلاف جری، بر آن اساس تغییر پیدا میکند.
در مسئله صوم و فرض کنید که روزه به طور کلی درخود روزه (که واجب مطلق است دیگر روزه واجب مطلق است واجب مشروط که نیست) در اینها خود حکم تکلیف روی اصل صوم رفته بر اساس جری و عادت یعنی در صورتی که شخص سالم باشد و در صورتی که شخص در حضر باشد مانعی نداشته باشد یجب علیکم الصیام و کتب علیکم الصیام و کذا، اما اگر نه بر حسب جری و عادت سفری پیش آمد نه این که خودش بخواهد برای فرار از روزه برود انجام بدهد یا بر حسب عادت مرضی پیش آمد نه این که شخص بخواهد خودش را مریض کند و فرض کنید که برای فرار از روزه چیز بکند در این صورت خوب فعدة من ایاّم اُخر، اما در غیر از این صورت این ایجاد مرض برای رفع حکم باشد این ایجاد مرض میشود حرام و امثال ذلک.

