جلسه ۹۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
راجع به مسئله مانعیت موانع در تحقق استطاعت، و در آن جایی که استطاعت تحقق پیدا کند و بعد مانعی پیدا بشود خب در آن جا صحبتش میآید.
ولی در صورت عدم تحقق استطاعت به واسطه حصول مانع، صحبت در این است که آیا انسان میتواند بواسطه ایجاد موانع از خود سلب استطاعت کند نسبت به وجوب حج؟! که به واسطه بروز آن مانع طبعاً استطاعت منتفی میشود.
در قضیه واجب مطلق همان طوری که در ذهن رفقا باشد عرض کردیم که در واجب مطلق، مکلف به هیچ وجه من الوجوه حق ندارد که از خودش ایجاد مانع کند فرض کنید مولا میگوید أکرم زیداً مثلا در شب لیلة الخمیس خُب این الان مانعی به وجود بیاورد برای این که آن اکرام زید منتفی بشود مسافرت کند فرض کنید که به بَلد آخر خُب به واسطه ایجاد مانع اکرام منتفی میشود یا این که فرض کنید که دستور بدهد فرض کنید که زید را حبس کنند به واسطه این قضیه اکرام منتفی میشود یا این که فرض کنید که یک مانعی برای خودش ایجاد بکند که به واسطه آن مانع سلب استعداد و سلب امکان اکرام بشود گفتیم که اینها هیچ کدام جایز نیست و در واجب مطلق نیز انسان نمیتواند ایجاد مانع کند برای این قضیه!
لذا در مسئله مسافرت در ماه صیام خب فتوی میدهند فتوای معروف این است که شخص میتواند مسافرت کند برای این که روزه خودش را بشکند و به واسطه مسافرت افطار کند و بعد در یک روز دیگر روزه بگیرد علی کل حال این روزه دیگر باطل میشود و چیزی دیگر بر عهده او نیست .
قبلا نمیدانم عرض کردیم این مسئله را که مسافرت برای این مسئله اشکال دارد شرعاً! مقتضای قاعده مسافرت در او محذور است زیرا شارع که فرموده است و ان کنتم مریضا او علی سفرٍ، آن سفر، سفر علی جری العادة است نه به قصد ابطال روزه! فان کنتم مریضاً مثل این که فرض بکنید یک نفر به قصد ابطال روزه خود را مریض کند! به قصد ابطال روزه اگر به قصد ابطال روزه! خود را مریض کند این عمل، عملِ حرام است! گرچه روزه برای این منتفی میشود ولیکن در این جا مسئله الاضطرار بالإختیار لاینافی الاختیار در این جا وارد می شود. برای این که روزه نگیرد خود را مریض میکند برای این که روزه نگیرد فرض کنید میرود مسافرت، در این موارد این سفر میشود حرام و این ایجاد مرض، میشود حرام! برای این که مانعیت از تعلق تکلیف نسبت به خود تکلیف در این جا حاصل شده است نه به واسطه جری عادت، بله یک وقت خود انسان مریض میشود شارع در آن جا رفع تکلیف میکند سفری برای انسان پیدا میشود ضرورت دارد انسان برود شارع در آنجا رفع تکلیف میکند انسان یک مسافرت ضروری میرود شارع حکم به أکرم زیداً لیلة الخمیس را منتفی میکند، انسان مریض میشود مولا اکرام زیدا را منتفی میکند چرا چون اکرام زید در ظرف این در ظرف را خوب دقت کنید، در ظرف عادت این اکرام ضیف در این جا ظهور پیدا کرده در ظرف جری عادت این وجوب در این جا تحقق پیدا کرده وجوب صوم تحقق پیدا کرده در این ظرف و در این زمینه این تحققش در این زمینه بوده در این ظرف بوده با مجموع ملاحظه سیر عادی و معتاد این حکم، حکم تکلیفی تعلق به مخاطبین گرفته نه خارج از این عادت و خارج از این جری.

