اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۹

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - لزوم پس انداز نفقه سفر حج؛ وجوب حج عند البلوغ - 21-12-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۹

2
  • وقتی مولا امر می‌کند به صعود علی السطح، نصب سلّم به عنوان حصول الشرط در این جا مورد نظر مولا است یا تحصیل سلّم مورد نظر مولا است؟ کدام یک؟! اصلاً می‌گوییم مورد نظر مولا هم نیست عقل و وجدان و عرف به این مسئله چه حکم می‌کند؟! می‌گوید بنشین در خانه‌ات هر وقت برایت یک دانه نردبان افتاد در خانه‌ات بگذار برو لابد گذاشتنش هم به این منتظر است که آن هم یکی بیاید بگذارد وقتی گذاشت ثابت شد آن وقت می‌گویی حالا بفرمایید یا این که نه حالا خودش را یک تکان بدهد بلند شود برود سر کوچه این طرف آن طرف، این جورابهایش را بپوشد کفشهایش را بپوشد دو قدم راه برود یک پرس و جویی بکند کجا نردبان دارند کجا نردبان می‌فروشند کجا کرایه می‌دهند بلند شود برود این طرف و آن طرف تا این که بالاخره نصب سلّم برایش حاصل بشود شاید تا یک سال هم بماند، نردبان مثل کلاغ که در خانه آدم که نمی‌افتد همین طوری آدم بنشیند یک نردبان بیافتد بعد هم خودش بچسبد به دیوار خودش خب حالا حصول شرط شد و مقدمۀ موصله! حالا چرا ما آن جا این را می‌گوییم این جا این را نمی‌گوییم چرا؟! از کجا این مسئله این جا درست شده که در موارد مقدمۀ موصله یا مقدمه‌ای که جنبۀ شرط عقلی دارد یا شرط الوجوب دارند ما این حرفها را نمی‌زنیم! در کسب طهارت مائیه برای صلاة این مطلب را نمی‌گوییم! یا تحصیل فرض کنید که ثوب طاهر برای صلاه این را نمی‌گوییم! اگر شارع بگوید صلاه را متطهرا در ثوب طاهر بخوان همین طوری بگیریم لخت مادرزاد بنیشینیم هر وقت یکی آمد یک تنبان پایمان کرد فرض بکنید که آن موقع نماز را بخوانیم!! نداریم دیگر الان ساتر نداریم پس ستر عورت هم خودش تازه به عنوان این شروط شرعیه است خود این شروط، شروط شرعیه است شروط چیز نیست نه بابا، مولا چی چی نشستی یکی بیاید تنبان پایت کند! شاید کسی نیاید، خجالت بکشد، خودت بلند شو بی‌زحمت این جوری نرو بیرون! یک قسمی، ‌یک کاری، یک تلفنی بزن! تلفن در دسترس است: آقا من این جا ساتر ندارم نماز واجب است یکی برایم لباس بیاورد وقتی تلفن در دسترس است باید تلفن بزنی صدا می‌خواهی بکنی صدا بکن به یک نحو اطلاع بدهی نمی‌توانی همین طوری بنشینی و به عنوان شرط مقدمی ‌برای صحت برای صحّت عمل همین طور دست روی دست بگذاری این اقدام واجبٌ عقلیٌ ! این واجب شرعی دیگر وجوب شرعی ندارد نفس الاقدام اقدام علی تهیة المقدمات الموصله المعدّه و به عنوان شروط الوجودیّه این اقدام این می‌شود چی این می‌شود واجب عقلی این واجب عقلی از کی ترتب پیدا می‌کند؟ از نفس از وقت تعلق تکلیف! وقت تعلق تکلیفی در زمان بلوغ به محض حصول بلوغ حکم به حجّ در این جا می‌آید و به او تعلق می‌گیرد چه زن و چه مرد تفاوتی در این جا ندارد للّه علی الرّجال نداریم! حج البیت من استطاع الیه سبیلا ، لله علی النساء نداریم للله علی الناس داریم ناس هم شامل زن است و هم شامل مرد است پس هم زن و هم مرد هر دو به یک لحاظ و به یک میزان مشمول وجوب اطلاقی حج خواهند بود و هر دو به یک میزان برای تحصیل استطاعت باید در این جا اقدام کنند اگر زنی استطاعت مالی ندارد و بعد شوهر به او طلا می‌دهد یا این که مهریۀ او را می‌دهد به محض دادن مهریه حج به او تعلق می‌گیرد! دیگر نباید منتظر باشد شوهر او را ببرد نباید منتظر باشد! نباید بگوید فرض کنید که طلاهایمان از بین می‌رود یک جا نگهش دارم که از بین می‌رود نه از بین می‌رود به جهنم که از بین می‌رود .. شما طلا را برای چه می‌خواهید طلا را برای تحصیل رضای مولا می‌خواهی یا تحصیل رضای شکمت؟ اگر برای تحصیل رضای مولا می‌خواهی بفرما این حج الان در این جا به واسطۀ این بر شما استطاعت حاصل شده یا این که فرض کنید که مهر را داده مقداری از مهر را داده و این مقدار برای حج کفایت می‌کند یا این که شوهر به او ماهیانه پول می‌دهد این که ماهیانه پول می دهد نباید برود فرض کنید که لباس بخرد برود نمی‌دانم زیور آلات بخرد برود هی دکور خانه‌اش را عوض کند! نه یک مقداری از این را باید ذخیره کند و این را برای حج نگه دارد روایت امام علیه السلام هم همین است مرد هم همین است هم مرد نسبت به این قضیه و هم زن هر دو یکی است.