جلسه ۸۹
4یا این که روایت دیگری که روایت کلینی است از امام صادق علیهالسلام میفرماید قال سئلت عن عشر سنین یحج قال ... و کذلک الجاریه علیه الحج اذا طمث این روایت هم روایت از امام آن روایت روایت امام موسی بن جعفر علیهالسلام بود و این هم خب روایت روایت امام صادق علیه السلام است. نمیدانم ظاهراً ... روایت روایتی بود که امام صادق علیه السلام میفرمایند که چرا شما در طول مدت سال خودتان تمام اموالتان را که دست میآورید این اموال را خرج میکنید تا در وقت مکه به مشقت و مضیقه میافتید چرا کم کم کنار نمیگذارید و نسبت به آن مؤونه چرا نسبت به مؤونه یک مقداری زندگی را بر خودتان تنگ نمیگیرید؟ حالا نه این که واقعا در سختی و اینها به اصطلاح قرار بدهید، نه، از آن به اصطلاح ولنگ و وازی و اینها یک قدری کمتر آن به اصطلاح انجام بشود تا این که بتواند انجام بدهد و این به اصطلاح مال را داشته باشد مؤنه داشته باشد برای حج که مشکل بر او نشود.
در مورد استقراض گفتیم که استقراض خودش از موارد تحصیل استطاعت است و باید که انسان قرض کند و باید قرض کند و اگر از افرادی که خب میتوانند یک مدتی یک مهلتی یک تمولی برای این قائل بشوند باید انجام بدهد این هم یکی از موارد استطاعت است مثلا الحج واجب امام میفرماید که علی الرجل و ان کان علیه دینٌ یا سئلت اباالحسن أن رجل علیه دینٌ یستقرض یستقرض داریم! یا فرض بکنید که داریم دربارۀ الرجل قلت للرضا علیه السلام عن رجل علیه دین و یحذره الشیء أیقضی دَینه أیحُج یک مقداری پول به دست میآورد حضرت میفرمایند که یقضی ببعض و یحج ببعض! همه را به دَین ندهد یک مقداری را به دَین بدهد یک مقداری را بگذارد برای بعد و برود با آن حج انجام بدهد فانه لایکون الا بقدر نفقةٍ یا دوباره از موسی بن بکر واسطی از امام کاظم علیه السلام یا امام رضا علیهالسلام است عن رجل یستقرض و یحج قال امام ظاهرا این روایت مال امام رضا علیهالسلام باشد ان کان خلف ظهره مال ان .... فلا بعث اگر بعد از به اصطلاح بعد از او یعنی بعد از آمدن مالی دارد که پشتش بتواند بدهد که این یعنی امید دارد باید انجام بدهد و الّا نه دوباره در این جا میفرماید ان کان ... بله هان این روایت این جا بود این روایت روایت استحباب عزل تاجر من الشی... البته ایشان عنوان استحباب آورده است ایشان به عنوان وجوب باید در این جا باشد روایت روایت محمد بن یعقوب است از اسحاق بن عمار که سمعت اباعبداللَه علیه السلام لو انّ احدکم اذا ربح الربح اخذ منه الشیء فعزله فقال هذا للحج و اذا ربح اخذ من و قال هذا للحج جاء بان الحج و قد اجتمع له نفقة عظم اللَه له فخرج خب این لو به معنای اگر به معنای شرطیه نیست به معنای لو تمنّی و ترجّی است که چرا نباید این افراد وقتی که ربحی به دست میآورند یک مقداری را کنار بگذارند تا موقع حج جمع بشود و نفقه حج آنها تأمین میشود. بعد میفرماید حضرت ولکن احدکم یربح الربح فینفق این را برمیدارد خرج میکند فاذا جاء الحج أراد این یَخرج یا یُخرج ذلک من رأس ماله فیشق علیه، چون بخواهد از رأس المال بخواهد در بیاید این به اصطلاح برایش سخت است این روایت دلالت بر وجوب میکند نه دلالت بر استحباب حج، حج استحبابی نیست.

