جلسه ۸۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
بحث ما در مسئله استطاعت تمام شد و استطاعت مترتب اموری است و احکامی در این مسئله مترتب است، کیفیت خود استطاعت به عنوان یک شرط عقلی و به عنوان یک شرط وجودی فقط در این جا میتواند مطرح بشود و لاغیر.
بنابراین و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا یعنی همین استطاعت به عنوان شرطِ وجود است و غیر از این به معنای دیگر و مفهوم دیگری از این انتزاع نمیشود روی این حساب، حج میشود حج به عنوان واجب مطلق و آن چه که تا به حال در کتب و در غیر ذلک مشاهده میکردید که حج را به عنوان یکی از مصادیق خیلی بارز واجب مشروط میآورند این صحیح نیست و مثل سایر واجبات مطلق، نسبت به هر مکلفی از ابتدای بلوغ این تکلیف به او تعلق میگیرد و کیفیت تکلیف به آن به نحو اطلاق است و هیچ شرطی در این قضیه وجود ندارد کیفیت حصول این استطاعت آن هم بر اساس چیست بر همین اساس موازین و معیارهای عرفی و معیارهای عقلایی و عقلانی است.
وقتی که مولا امر کند به اطعام و به اکرام زید و بگوید که در اول فرصت شما برایت اگر ممکن بود اکرام زید خب زید باید چه کار کند از نظر عرفی و از نظر عقلی و از نظر فطری چه کار باید بکند؟! باید بنشیند همین طور دست روی دست بگذارد تا این که شرایط مهّیا بشود یا این که باید به دنبال تهیه شرایط برود؟ به دنبال تهیه شرایط برود تا این که بتواند آن امر مولا را اتیان بکند! مولا میگوید که اطعام و اکرام زید واجب است بر شما، در صورت استطاعت واجب است برای شما، تحصیل استطاعت آیا واجب است بنابر مقدمۀ موصله یا این که خود تحصیل استطاعت دیگر واجب نیست؟! بلکه حصول الاستطاعه به عنوان یک شرط عقلی این لزوم تکوینی دارد نه وجوب تشریعی از ناحیۀ مولا و بینهما بُونٌ بعید یک وقتی میگوییم حصول الاستطاعه در این جا به عنوان شرط الوجوب هست حصول استطاعت بایّ نحو کان این یک مطلب است، یک وقتی تحصیل استطاعت این به عنوان وجوب مقدمیدر این جا واجب است.

