جلسه ۸۸
6لذا ما میتوانیم به توسّط این روایات مسئلۀ استطاعت در حج را که در جنبۀ نظرۀ بدویه به فردی که میتواند با آن کیفیت برود گرچه مسئله استطاعت برایش یک مسئلۀ عادی هست میتوانیم آن جنبۀ استطاعت را توسعه بدهیم به مواردی که شخص فقیر است منتهی میتواند استقراض کند و بعد هم به مرور زمان این قرضش را بپردازد. البته کسی که میخواهد استقراض بکند خوب به آن شخص مدین میگوید که من دارم برای حج استقراض میکنم پول میخواهی بدهی مدت دارد آن هم میگوید خوب بیا بگیر! بعضیها هم میگویند نه آقا جان اگر یک ماهه پس میدهی بگیر. بقیه را نمیدهم ولی اگر یکی آمد گفت نه آقا دو سال سه سال دیگر هم دادی مسئله ای نیست بیا بگیر برو این موارد مورد نظر باشد ان کان له وجهٌ فی مال مربوط میشود به این مواردی که سعه در اداء وجود دارد نه اینکه در همان ابتدای بازگشت باید بدهد. این موارد جزء مواردی است که استطاعت در آن جاری میشود.
بنابراین به توسط این روایات ما معنای استطاعت را که در ظاهر حتی مردم و عرف آن را به عنوان توان میدانستند ما توسط این روایات آن استطاعت را حتی توسعه میدهیم آن استطاعت در آیه را توسعه میدهیم حتی به مواردی که عرف هم نمیفهمد حتی فهم عرفی هم به این حد نمیرسد. لذا دارد سوال میکند أیستقرض یعنی قضیه چه جوری میشود که کسی که علیه دینٌ و بعد هم بلند شود برود حج! حضرت میفرماید الحج واجبٌ علی الذی هو مثلاً مقروضٌ و یجب علیه ان یستقرض پس معلوم میشود به طور کلی نه تنها مسئلۀاستطاعت همان طوری که فقها فتوی دادند به تحصیل زاد و راحله و مؤونه برای زن و برگشت از آن جا محدود نیست بلکه قضیه استطاعت به آن شخصی که میتواند راجلاً برود برمیگردد به آن شخصی که پول برای زاد سفر ندارد و میتواند یخدم الناس و یمشی معهم برمیگردد به آن کسی که زادش زاد غیر عادی است به عنوان خبز و زیت و خلّ به آن برمیگردد به آن کسی که حتی خبز و ملح بخواهد بخورد که آن طور که در روایات بود بر میگردد و به آن کسی که قرض دارد به آن کسی که زاد ندارد ولکن یقدر ان یستقرض به او برمیگردد به آن کسی که نه تنها زاد ندارد بلکه قرض دارد و حضرت به او میفرماید که یستقرض به او برمیگردد تمام این افراد باید بروند.

