جلسه ۸۸
5آخر الان کسی که دین دارد بگویند آقا حج برو میگویند قرضش را نداده بلند شده رفته بگرده!! الان این که میگویند این است الان حج جنبۀ تفریح و گردشگری پیدا کرده و لذا اگر شخص برود چند ماه در بیابان و در به در شود کسی به او نمیگوید که مثل آن زمان بود اگر سوار الاغ بشود و برود یا خودش پیاده برود نمیگویند که رفته بگرده، میگویند پدرش هم درآمده بدبخت رفته حتما برایش دعا کنیم که قرض ما را بدهد عیب ندارد نوش جانش. ولی الان نه الان میگویند که شخص بلند شده رفته سفر کربلا، کربلا توی کله ات بخورد بلند شو بیا قرضت را بده یا میگویند بلند شده رفته حج بگردد و البته الان فرق کرده تسهیلاتی خوب پیدا شده مسئله تفاوت کرده ولی این معلوم میشود که در آن مواردی که حضرت میفرمایند ان کان لو وجهٌ یعنی میتواند بپردازد کار کند امید دارد در این گونه موارد ایراد ندارد و میتواند بعدا ًبه مرور زمان این را بپردازد.
نتیجه این بحث چه شد؟ نتیجه این است که آیه شریفه که میفرماید و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا استطاعت به مواردی اطلاق میشود که شخص حتی دین دارد و باید استقراض کند و حج انجام بدهد این نتیجه این بحث است.
پس بنابراین مسئلۀ استطاعت شامل است و عام است نسبت به مواردی که شخص مال دارد، نسبت به مواردی که مال ندارد و میتواند استقراض کند نسبت به مواردی که شخص دین دارد و هر چند دین دارد باید استقراض کند و انجام بدهد این همان معنایی که از روز اول ما گفتیم که استطاعت یعنی توان. به این راحتی ما میآییم مشکلش میکنیم. آیه قرآن گفته آقا اگر میتوانی برو میتوانی برو! یعنی پایت چلاغ که نیست میتوانی بروی یا قرض کنی بروی یا داری بروی یا خر داری یا شتر داری یا نمیدانم علی کل ضامر داری رجالاً میتوانی بروی نصفی را رجالاً نصفی را راکبا تخدم الناس خدمت کنی و بروی هر جوری که استطاعت داری! استطاعت هم همین است که امام علیه السلام دارد میفرماید همینی که امام رضا علیه السلام دارد میفرماید خوب این هم همین استطاعت است این استطاعت یعنی رفتن به هر کیفیتی این نشان میدهد که در عبادات مطلقتر از حج، ما واجب دیگری نداریم! نه تنها اینکه حج واجب مشروط نیست بلکه اصلا از نماز هم اطلاقش بیشتر است! به این نحوه و کیفیت امام بگوید رجل علیه دینٌ ایستقرض و یحج قال نعم به این کیفیت حضرت بخواهد بیان کند این معلوم میشود قضیه حج از آن طرف اطلاق افتاده است.

