جلسه ۸۸
4در حج امام علیه السلام میخواهد این نکته را بیان بکند که حالا بر فرض بگوییم که مستحب است در حالی که من نمیگویم این مستحب است در آن موارد دیگر داریم مستحب است بنده میگویم این واجب است ظهور در وجوب دارد اگر امام علیه السلام در حج مستحب این را میفرماید چطور در مورد حج واجب این را نمیفرماید؟ اگر قرار بر این است که آن مصلحت حج استحبابی که مصلحت غیر ملزمه هست آن با تعب و مشقّت و با استدانه حاصل بشود چطور مصلحت ملزمۀ در حج با استدانه حاصل نمیشود؟ وقتی که این قضیه روشن شد و روایاتی که دیروز خواندیم بعضی از آنها در وجوب نص بود آن وقت ببینید آیه قرآن معنایش چه میشود چه تفاوتی خواهد کرد؟
یکی از آن روایات داریم: سألت اباعبداللَه علیه السلام عن رجلٍ علیه دین أعلیه ان یحجّ؟ قال: نعم خوب در این جا میتوانیم بگوییم ظهور در وجوب دارد معنای علیه در این جا معنای الزام است یک وقتی میگوییم یحج یک وقتی میگوییم علیک ان یحج بر تو است این یعنی الزام است این ظهور در الزام است حضرت میفرماید که نعم.
عن محمد بن ابی عمیر عن جفینه قال جائنی سدیر الصیرفی فقال انّ اباعبداللَه علیه السلام یقرأ علیک السلام و یقول لک: ما لک لاتحجّ؟ استقرض و حجّ خوب این روایت ظهور در وجوب دارد. روایت نصّ در وجوب اتفاقاً این روایت، روایت صدوق است و میفرماید که عن القاسم بن محمد، عن ابان عن عبدالرحمن بن ابی عبداللَه قال: قال ابوعبداللَه علیه السلام الحج واجبٌ علی الرّجل و إن کان علیه دینٌ همه اینها روایت موثق است.
روایت دیگر روایت محمد بن یعقوب عن عدة من أصحابنا باز این مثل عن غیر واحدٍ یعنی در حکم چند روایت است وقتی که راوی روایت چند تا بشوند متعدد میشوند عن احمدبن محمد بن عیسیعن علی بن الحکم عن عبدالملک بن عتبه قال سألت أباالحسن علیه السلام یا موسی بن جعفر است یا امام رضا است چون این راوی برای هر دو امام بوده عن الرجل علیه دینٌ یستقرض و یحجّ ظاهراً امام رضا باشد زیرا نظیر این روایت از امام رضا هم هست قال ان کان له وجهٌ فی مالٍ فلا بأس اگر میتواند بعد انجام دهد امید دارد اداء دینش لابأس اگر امید ندارد و این موجب میشود که یک آبرویی از او ریخته بشود نه! این را انجام ندهد. از این جا استفاده میکنیم آن مواردی را که امام علیه السلام فرموده استقرض، آن مواردی است که امید به اداء هست نه اینکه شخص ناامید است یا این که وضعیتش یک وضعیتی است در میان مردم!

