جلسه ۸۸
3یک وقتی بود در خدمت مرحوم آقا بودیم با یک نفر صحبت میشد راجع به ضرورت غسل روز جمعه صحبت میشد. ایشان میفرمودند اگر حتی پول ندارد باید برود استقراض کند و غسل جمعه را به جای بیاورد خوب ببینید به این میگویند مجتهد که میداند غسل جمعه با سه دفعه آب روی نجاست برای ازاله یکی نیست! میداند این غسل جمعه چه برکاتی دارد و چه خیراتی دارد و چه مواهبی نصیب انسان میکند و دیگر نمیتواند حکم آن سایر موارد ازله را به این حمل بکند بگوید این هم مثل آن است لذا میگوید که باید بروی استقراض کنی و بعد کسب طهارت مائیه بیایی این غسل جمعه را انجام بدهی.
درد بی درمان ما در مسائل و استنباطات فقهی این است که ما نسبت به واقعیات خارجیه و مخفیه احکام، اطلاع نداریم. این درد ما است ما فقط احکام را، احکام ظاهری میدانیم آن هم سرسری و نیم بند! دیگر نمیدانیم که پشت این قضیه چه خوابیده آن را نمیدانیم.
یک قضیه برای شما نقل بکنم که مطلب را تا حدودی روشن بکند یکی از دوستان بود خدا رحمتش کند به رحمت خدا رفته این بسیار آدم روشن ضمیری بود فهمش باز بود مطالب را میفهمید قضایا را تشخیص میداد مسائل را متوجه میشد برای من تعریف میکرد میگفت در همان زمان سابق زمان شاه، ما یک روزی میخواستیم برویم منزل پدرتان، در راه که داشتم میآمدم موقع بهار بود تازه برگها درآمده بود درختها خیلی نظارت خاص خودش را داشت و باران هم شب آمده بود بین الطلوعین خیلی بین الطلوعین باصفایی بود من داشتم میآمدم، گفتم روز جمعه است قبل از اینکه بخواهم بروم، بروم غسل روز جمعه را بکنم بعد بروم منزل پدرتان. اینها چیزهایی است که خیلی قضیه اصل است اصل است در استنباط اینها است این مسائل خوب حالا شما در روایات میبیند فرض کنید که غسل جمعه مستحب است یا مثلا مستحب أکید است ما همین طوری میآییم فتوی میدهیم بله مستحب است اگر خوابت نمیآید خسته نیستی می دو ساله و محبوب چهارده ساله در کار نیست خلاصه دیدی حوصلهات سررفته و حمام هم بغل دستت است عیب نداره که غسل کنی ولی اگر دیدی نه مثلا بساط به راه است یا رفیقت آمد و بنشینی حرف بزنی گپ بزنی نه غسل جمعه چیه؟! بیاندازش کنار مال بیکاری است! میگفت من داشتم میآمدم دیدم که آن شخص آمده و گفت کجا میروی؟ گفتم میخواهم بروم غسل کنم حالا آن شخص معمّم بود الان هم حیات دارد آن رفیقمان فوت کرده ولی این شخص معمّم هنوز حیات دارد گفت کجا میروی؟ گفتم دارم میروم غسل بکنم بعد هم بروم فلان جا گفت میخواهی بروی غسل بکنی؟ آخر کسی این فضا را رها میکند؟ نگاه کن ببین این گنجشکها کنار این خیابان این گنجشکها دارند چه لذتی میبرند از این هوا و از این فضا! گفتم خداحافظ، عزّت زیاد! تو بمان با این هوا و فضا حال کن ما میرویم غسل میکنیم ما رفتیم و خلاصه غسل کردیم آمدیم دیدیم این تو همان فضا دارد میگردد بعد با هم دوتایی آمدیم منزل و پیش پدرت از این جریان سالها گذشت. بعد دیگر معلوم شد که آن بنده خدا چه راهی را دارد میرود این چه راهی را دارد میرود؟ مال آن است آن رفت آن مطلب را گرفت آن فهمید آن حقیقت قضیه را فهمید هوای خوب و فضای خوب و اینها به جای خود ولی باید ببینی الان برای تو چه تقدیری شده و برای تو و نفس تو چه غذایی آماده شده است؟ این هوا به جای خود این هوا خوب است و خدا درست کرده ما نمیگوییم درست نکرده این در جای خود اما در امروز جمعه وقتی میگویند باید بروی غسل بکنی این معنایش این است. مرحوم پدرمان ایشان میفرمودند یک شخصی از مؤمنین فوت کرده بود به رحمت خدا رفته بود ظاهراً نمیدانم مرد بود یا زن بود میگفت با همین آقا داشتیم برای تشییع ایشان میرفتیم و آن جا برای نگه داشتن ماشین جا نبود و ایشان راننده بود و قرار شد که اول ما برویم و بعد هم ماشین را یک جایی بگذارد و بیاید، ما آمدیم و تشییع کردیم و آمدیم تا فاصله زیادی تا این که متوفی را سوار ماشینهای مخصوص کردند و بردند برای دفن و ما هم برگشتیم منزل ظاهراً میخواستند تا قم بیاورند ولی نمیتوانستند این مقدار تشییع کردند داشتیم بر میگشتیم یک دفعه دیدیم ماشین اینجا است و این آقا نشسته توی ماشین کتاب دستش است دارد میخواند سلام علیکم چرا نیامدی گفت نه ما نشستیم اینجا مطالعه کنیم حالا کتابی هم که مطالعه میکرد چه بود؟ تفسیر المیزان بود ایشان فرمودند آقاجان مطالعه به جای خود ولی تشییع مؤمنین هم به جای خود مطالعه دارد میکند بهترین کتاب را دارد مطالعه میکند تفسیرالمیزان مال مرحوم علامه، قرآن، همه به جای خود محفوظ ولی این که میگویند بیا تشیع مؤمن این با تفسیر المیزان این معنی نمیآید، شما اگر دو دور هم تفیسر المیزان در این یک ساعت مطالعه بکنید فقط یک سری محفوظات برای شما حاصل میشود ولی این محفوظات جانش به شما نمینشیند این مهم است کی جان این معنا بر شما مینشیند؟ موقعی که طبق دستور عمل کنید دستور الان تشییع مؤمن است که ملائکه در آن جا حضور دارد و نفحاتش به تو میرسد آن وقت اگر بیایی المیزان را مطالعه کنی یک چیز دیگر میفهمی. تو آن را از خودت محروم کردی این را میگویند فهم، این را میگویند رسیدن به مطلب، مجتهد باید این معنا را بداند تا بتواند درست فتوی بدهد صحیح فتوی بدهد آن که به جای تشییع میآید تفسیر المیزان را برمیدارد و مطالعه میکند خیال میکند تشییع فقط همین چند قدم راه آمدن و ورزش کردن است حالا یک تسلیتی به حضّار افراد مصاب علیه و اینها داشته باشد و یک مسئلۀ اجتماعی را در این جا حلّکرده باشد ولی نه آمدن در تشییع در قلبت یک اثر میگذارد چرا از آن غافلی؟ چه میشود؟ خوب نتیجه همان میشود که عرض کردم این نتیجه میشود همینی که داریم میبیینیم همین که داریم مشاهده میکنیم آن مرد بزرگ هم تفسیر المیزان را مطالعه میکند ولی جا به جا کَنَعبُدُ و جا به جا کنستعین الان موقع تفسیر المیزان نیست الان موقع تشییع است چرا پیامبرصلی اللَه علیه و آله میرفت تشییع اصحابش، پیغمبر نمیتوانست بنشیند در خانه بگوید کار مستحبی دیگری انجام میدهم؟ نه میرفت و قدمها را هم آهسته آهسته برمیداشت چون همان فیوضات هم به پیغمبر میرسید شما خیال نکنید که فقط پیغمبر مفیض بود نه مفاض هم بود هر دو جنبه بود چون از یک جا میآید این صلاتی که برای پیغمبر هست هم به ما میرسد و هم به خود او میرسد این مسائل مهم است آن وقت این شخص با این روحیّه میگوید اگر برای غسل جمعه پول نداری باید استقراض کنی و به دست بیاوری چرا؟ چون آن برکت و نعمتی که پشت قضیّه است آن از تو سلب میشود!! اگر دلت درد بگیرد بلند میشوی استقراض میکنی میروی داروخانه قرص میخری یا اگر گرسنهات باشد میروی استقراض بکنی تا رفع الم و گرسنگی و جوع بکنی غسل جمعه اهمیت ندارد؟! اهمیت غسل جمعه معلوم نیست؟

