جلسه ۸۷
5ماحصل مطلب این که در مورد زاد و در مورد فقر، نه زاد و نه فقر هیچ کدام مانع از سقوط حج مطلق از اطلاق خودش به واجب مشروط نیستند! این نتیجۀ این بحث .
البته در این قضیه دیگر نیازی به توضیح این مسئله نیست یعنی حتی در مورد فقر هم حجّ، واجب است حتی در مورد دین هم حج، واجب است حتی فرض کنید که در صورت عدم مؤونه و زاد متعارف باز در آنجا حج واجب است.
امام علیه السلام میفرماید که اگر میتوانی بدنت قدرت و سعه به ادنی القوه انسان بایستی که اکتفا کند همان حکمیکه نسبت به سایر آن عبادات مطلقه و واجبه مثل صلاة هست در مورد صلاة اگر انسان میتواند تمام بدنش را بپوشاند باید تمام بدن را بپوشاند حتی اگر میتواند ستر عورت فقط بکند باز صلاة واجب است هیچ فرقی در این جا ندارد صلاة واجب است به نسبت به غنی به نسبت به فقیر شما همین را نگاه میکنید امام علیهالسلام در مورد مقدمات همین را میآید میفرماید غذا میتوانی بخوری باید بروی. پایین تر، باید بروی. نان و خل، باید بروی. نان و نمک، باید بروی. دین داری باید قرض بکنی دین داری، میتوانی باز قرض بکن دین روی دین باید بدهی و وقتی که احتمال استقراضش را داری طبق روایت باید بروی و انجام بدهی پس این چیست؟ آیا این واجب، واجب مطلق نیست؟ اگر واجب مطلق نیست، پس چیست؟ چه واجبی میتواند باشد که امام علیه السلام این طور دستور میدهد آیا واجب، واجب مشروط میتواند باشد؟ آن وقت روی این حساب دیگر روایات دیگری که در این زمینه هست در این جا میآید مطرح میشود و آن روایات دیگر است که افراد واجب است که برای تحصیل زاد و راحله اگر نمیتوانند یک مرتبه بپردازند این یکی از فروعش است که باید در سال واجب است که کم کم کنار بگذارند مثلا میخواهد غذا بگیرد یکخورده غذای پایین تر بگیرد یک مقدارش را بگذارد برای حج، این حکمی است که فردا میگوییم.

