جلسه ۸۷
4روایت دیگر روایت معاویه بن عمّار است قال سألت ابا عبداللَه عن رجل علیه دین أعلیه ان یحجّ؟ قال نعم واجب است بر او حج انجام بدهد حضرت میفرماید که بله. این روایت نمیرساند که برود استدانه کند و اطلاق دارد. ممکن است مؤنه داشته باشد ولی در عین حال دین هم داشته باشد میخواهد آن مؤنه را صرف دین بکند خب روایت در اینجا اطلاق دارد چه اینکه خودش مؤنه داشته باشد یا نداشته باشد در هر دو صورت حضرت میفرماید که واجب است، این روایت با روایت بالا که نصّ است تبیین میشود به هر دو صورت، صورت استدانه و صورت غیر استدانه.
روایت دیگر روایت سدیر صیرفی است: فقال ان ابا عبداللَه یقرأ علیک السلام و یقول لک: ما لک لا تحجّ؟ استقرض و حجّ در این جا صحبت از دین نیست استقرض استقراض کن که باز در این جا مطلق است نسبت به دین یا عدم دین هر دو مطلق است ممکن است شخصی دین نداشته باشد حضرت میفرماید استقرض ممکن است حتی دین داشته باشد در عین اینکه دین دارد باز حضرت میفرماید استقرض این روایت را باز با روایت بالا مبیّن میکنیم، یا مجمل است که مبیّن میشود یا مطلق است که مقیّد میشود. مالک لا تحج حضرت میفرماید استقرض و حجّ، حج انجام بده.
این دیگر روایت صریح است قال ابوعبداللَه علیه السلام الحج واجبٌ علی الرجل و ان کان علیه دینٌ الحج واجبٌ نه مستحبً الحج واجبٌ این هم روایت دیگر منتهی سندش را نگفتم سندش درست است.
روایت دیگر روایت عبدالملک بن عتبه: قال سألت ابا الحسن علیه السلام عن الرجل علیه دینٌ یستقرض و یحج؟ قال ان کان له وجه فی مال فلا بأس از امام رضا علیه السلام یا موسی بن جعفر نمیدانم خود راوی در اینجا میگوید یستقرض اگر میتواند بعداً اداء بکند وامید دارد، ان کان له وجهٌ یعنی امید دارد به اینکه میتواند بعدا در آینده بدهد فلا بأسَ خب این چیست؟ این ظهور روایت هم در حج واجب است و هم در حج مستحب است پس در هر دو تفاوت ندارد.

