اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۷

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «راحله» در حج (4) - 12-12-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۷

3
  • لذا نگاه کنید در مورد حج واجب در مورد عبادات واجب آن اصل و ملاک برای تحصیل آن اهمیتش مورد نظر است برای جعل حکم و برای وضع حکم برای تحصیل واجب آن مقدمات اعدادی دیگر در نظر شارع مورد لحاظ قرار نمی‌گیرد وقتی که شما می‌بینید در مورد حج استحبابی شارع حکم به لزوم حج استحبابی با خل و زیت کرده است پس به طریق اولی اگر کسی بتواند با خل و زیت به حج برود حج واجب بر ذمه او تعلق می‌گیرد زیرا حجّ واجب اولویت دارد این یک مسئله، مسئلۀ دیگری که در این جا هست و ما می‌توانیم به واسطۀ این بر وجوب حج استدلال کنیم ولو در حال فقر روایاتی است که در مورد دَین است:

  • یکی از آنها روایت معاویه بن وهب است از امام صادق علیه السلام: انی رجل ذو دین اَفَاتدین و احجّ فقال نعم و هو اقضی للدَّین خب الان امام علیه السلام راجع به حج واجب دارد صحبت می‌کند. جالب است! این قضیه مربوط به حج واجب است شخص می‌گوید من دین دارم و دین بر گردن من است حضرت می‌فرمایند دین داشته باش برو دوباره قرض بگیر یعنی با وجود این که دین داری، کی دین دارد؟ خب کسی که فقیر است دین دارد کسی که غنی باشد دین ندارد با این که شما دین داری و فقیر هستی باز برو قرض کن حضرت می‌فرمایند خدا قرضت را خواهد داد اگر کسی بگوید آقا منظور در این جا ممکن است حجّ استحبابی باشد می‌گوییم خب بله ممکن است در اینجا بله منظور امام علیه السلام حتی حج استحبابی باشد منتهی این همان قضیه‌ای که در آن جا آمد در این جا هم هست منتهی با وجوب ادای دین، امام علیه السلام می‌فرماید برو باز قرض کن استدانه کن و حج استحبابی انجام بده. چطور در مورد حج واجب این قضیه نیست؟ در جایی که واجب است که شخص اداء دین کند البته ادای دین معجّل نبوده اگر معجّل باشد نه! آن روایت امام رضا علیه السلام داریم که بپردازد اگر موجّل باشد مقدم است. در جایی که اداء دین دارد و این شخص فقیر است و هنوز نمی‌تواند دینش را بپردازد حضرت می‌فرماید باز برو قرض کن نه اینکه مؤونه داری برو! مؤونه هم ندارد یعنی بیچاره حتی مؤونه هم برای حجش ندارد حضرت می‌فرماید برو دوباره قرض کن یعنی دین روی دین. اگر در این جا منظور از این حج، حج استحبابی باشد چطور برای حج واجب نیست؟ در مورد حج استحبابی حضرت می‌فرماید برو قرض بکن و دین انجام بده اما برای حج واجب نباید برود قرض کند؟ دلیل دیگر این که اگر شما دین دارید سر ظهر وقتی که می‌خواهید نماز بخوانید می‌بینید آب می‌فروشند و آب ندارید پول هم ندارید آیا نباید شما برای نماز واجب بروید آب بگیرید؟ باید بروید انجام بدهید آن دین به جای خود، نماز هم به جای خود. خب دین بیاید چه اشکال دارد حتماً باید دین را برای شکم بگیرید؟ مگر دین را نباید برای نماز بگیرید مگر نماز کمتر از شکم است؟ همان طوری که برای شکمتان دین گرفتید همان طور خب برای نماز دین بگیرید کی گفته که برای نماز شما باید تیمم کنی؟ نماز، نماز واجب است ولی در مورد نماز استحبابی ما نداریم که برو قرض بکن نه تیمم هم بکنی کافی است. اگر در مورد نفّل در این جا خدا قائل به توسعه و تسهیل است حضرت می‌فرماید دین بر دین را تو برو انجام بده برای حج، آن وقت چطور این قضیه در مورد حج واجب نیست حالا اگر بگوییم منظور از این جا حج واجب نیست و الّا اگر واجب است خودش صریح است خب پس در اینجا این روایت دلالت می‌کند بر این که اگر شخص می‌تواند دین بگیرد استدانه بکند این واجب است که انجام بدهد و حج برود و این در صورت فقر است یعنی شخص باید فقیر باشد تا این کار را انجام بدهد والّا شخص غنی نیاز به استدانه ندارد. اینها است که اهمیت حج را برای مجتهد می‌رساند و این را به عنوان واجبتر از نماز می‌آید نشان می‌دهد که حضرت می‌فرماید ولو این که دین داری باز برو استدانه کن. یک وقتی طرف دین ندارد حضرت می‌فرماید برو دین بگیر که روایتش می‌آید یک وقتی طرف دین دارد، فقیر و مقروض است حضرت می‌فرماید یک قرض دیگر بیاید روی سرت برو حج انجام بده خب اگر این حج، حج مستحبی باشد چطور در مورد وجوبش این قضیه نیست؟؟ این که مزیت فرع بر اصل می‌شود در حالی که ادای دین واجب است.