اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۶

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «راحله» در حج (3) - 06-12-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۶

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • در بحث استطاعت نسبت به راحله، عرض شد که راحله موضوعیت برای اطلاقیت استطاعت ندارد بلکه راحله یکی از انواع استطاعت است لذا تمام الرکوب این احد انواع استطاعت است و همین طور بعض الرکوب و بعضه مشیا این هم احد انواع الاستطاعة است و همین طور مشیا کله این هم احد انواع الاستطاعه است.

  • همۀ ‌اینها استطاعت است که نسبت به افراد مختلف تحقق پیدا می‌کند مثل این که فرض بکنید که اگر برای یک شخصی صلاة واجب بشود چطور کسب طهارت مائیه برای او واجب است یا اینکه آن شخص کسب طهارت مائیه در جلویش باشد با یک کاسه آب یا یک شیر آب باز می‌کند و وضو می‌گیرد این احد انواع طهارت مائیه است. یا اینکه شیر کنار حوض است باز باید بلند شود برود دم حوض و آن جا وضو بگیرد این هم احد انواعش است یا اینکه دورتر است دم رودخانه است و این شخص نماز برای او واجب می‌شود خب باید بلند شود برود دم رودخانه، نگوید که این رودخانه دور است و طهارت مائیه از من سلب می‌شود و حکم متبدل به تیمم می‌شود! نه! باید بلند شود برود کنار رودخانه و وضو بگیرد و بیاید گرچه یکربع هم طول بکشد و همین طور اگر دم رودخانه نباشد و بعید باشد و آن دیگر حکمش از دو طرف بایستی که به اندازه قدر سهم این نسبت به جبال سلبه و همین طور سهمین مسافت را طی کند تا این که اگر احساس می‌کند در این نزدیکی آبی رد می‌شود جویی رد می‌شود این بایستی که به دست بیاورد. در اینجا می‌بینید که استطاعت متفاوت شد حالا اگر یک شخصی قادر بر تحصیل آب تا دم رودخانه است ولی به اندازۀ سهم یا سهمین نمی‌تواند برود آن استطاعت از او ساقط می‌شود این استطاعت منحصر می‌شود به آب رودخانه، یا اگرکسی پایش آن قدر درد می‌کند، آرتروز دارد راه نمی‌تواند برود و نمی‌تواند تا دم رودخانه برود یا احساس می‌کند تا دم رودخانه بخواهد برود منزل پله دارد و پله برای او ضرر دارد. ببینید این جور که بنده دارم مطالب را می‌گویم شما را به حال و هوای مسائل عرفی نزدیک می‌کند که شرع یک حکم واحد سیال دارد آن در همه جا سریان و جریان دارد و حکم شرع یک چیز من درآوردی نیست و ما با لحاظ سایر مبانی به این قضیه خیلی راحت می‌توانیم برسیم که فرض کنید که ما جعل اللَه علیکم فی الدین من حرج از این آیه قاعدۀ لاحرج، قاعدۀ لاضرر، شما می‌توانید حکم استطاعت را نسبت به مقدمۀ ‌موصوله در حج به دست بیاورید نیاز نیست به اینکه خودتان را به این مشقتها بیاندازید و بگویید آن روایت زاد و راحله گفته آن روایت مشیا را گفته بین این دو تا چطور جمع بکنیم؟ مثل شیخ حر عاملی بزنید در سرتان بگویید که این روایت استحباب حج را می‌رساند!! روایتی که حضرت دارد می‌گوید حجه الاسلام بعد می‌گوید واجبهٌ حضرت می‌فرماید که به واسطۀ مشی باید انجام بشود چطور شما حمل بر استحباب می‌کنید؟ یعنی این چیز عجیبی است که آدم باید ذهنش خیلی دور باشد که یک چنین مسائلی را تصور کند. لذا خود شیخ حر هم صدایش درآمده و بگوید این روایت را کجا حمل بر استحباب می‌شود کرد زیرا با ظهور منافات دارد، من نمی‌گویم مسئله ظهور نیست نصّ است ظهور کجاست؟ حجة الاسلام و واجب داریم، تفسیر استطاعت داریم من استطاع داریم خب چطور انسان می‌تواند فرض کنید که روایت امام رضا علیه السلام را حمل بر استحباب کند با وجود اینکه یک چنین نصوصی، نه ظهور وجود دارد؟ شما نگاه کنید همان ذهن سیال و صافی عرفی را امام علیه السلام در اینجا به کار می‌برد اگر نمی‌توانی راه بروی یا اصلا می‌توانی راه بروی ولیکن مال داری اسب داری خب سوارش شو، مثل سایر جاها که می‌روی. یا نمی‌توانی راه بروی باز باید سوار مال بشوی نمی‌توانی و قدرت نداری مثلاً یک مقداریش را پول داری یک مقداریش را ندرای خب نصفش سوار شو نصفش را پیاده برو.