جلسه ۸۶
6لذا شما در مقام تراجیح با این جریان فطرت بخواهید جلو بروید یک دفعه میبینید فتوا عوض شد آن، یکی را میگیرد حکم میدهد شما یک روایت مقابلش را گرفتید زیرا این نزدیک است به آن چه را که فطرت اقتضا میکند و بیان میکند. بعد میگویی معلوم است امام آن جا یک قصدی داشته یک غرضی داشته تقیه کرده آن جریان خاصی بوده فرض کنید که واقعهٌ شخصیه و قضیه خاص بوده است. حالا شما در این جا نگاه میکنید میبینید امام صادق علیه السلام میفرماید اکثر افرادی که در زمان پیغمبرصلی اللَه علیه و آله حج واجب را انجام دادند مشاة بودند پیغمبر به آنها گفته دلتان می خواهد یا نخواهد یا نه؟ میگوید حجتان واجب است باید بیایید و حضرت آن حکمی را که در زمان پیغمبر بود بعد از صد و پنجاه سال در زمان خودش میفرماید، میگوید حج واجب است علی من اطاق، المشی من المسلمین ان حجه الاسلام واجبهٌ علی من اطاق اطاق یعنی قدرتش همطراز باشد طاقت یعنی همطراز بودن هم افق بودن هم طراز باشد هم مرتبه باشد آن طاقت برسد قدرت برسد به این فاصله به این مبلغ بتواند برسد. وقتی که آن جا نگاه میکنی میبینی که نه این درست است بعد نگاه میکنی میبینی که آمده از امام صادق علیه السلام سوال کرده استطاعت چیست؟ حضرت میفرماید زاد و راحله این را میگذارید بغل آن چه میفهمید؟ کسی که میتواند زاد و راحله کسی که نمیتواند مشی، تمام شد و رفت این به این راحتی وبه این سلیسی است. دیگر نه نیاز به این که ما حمل بر استحباب کنیم دیگر نه نیاز به اینکه ما حمل بر حج نیایی کنیم. و جناب شیخ، قربان شکل ماهت بروم آخر این حضرت، حجة الاسلام میفرماید چرا حمل بر حج نیابی میکنی آخر کجایش نیابی است مگر در نیابی میشود مشی هم رفت در نیابی باید طبق همانی که آن شخص منوبٌ عنه دارد طبق او باید انسان انجام دهد.

