جلسه ۸۶
5حالا میآید یک دفعه وسایل را نگاه میکند میبینید امام فرمودند مشیا باید بروی بعد میفهمی که این میخواند با آن چه را که من قبل از رجوع به روایت در ذهنم نقش بسته بود. این که خدمتتان عرض میکنم در باب تعادل و تراجیح این مسئله در آنجا خواهد آمد که چگونه ما در مسئلۀ تعادل و تراجیح بر همان مبنایی حرکت میکنیم که امام علیه السلام به همان مبنا حرکت کرده یعنی در بحث بین تراجیح ثقه، بین تراجیح عدلین آن ملاکهایی را که امام صادق علیه السلام گفته همان ملاکها را ما در نظر میگیریم همان ملاکها را در دادگاه در نظر میگیرند، همان ملاکها را در مجامع بین المللی در نظر میگیرند همان ملاکها را در ارتباطات بین المللی حتی بین یهود و نصارا در نظر میگیرند این کاری به اسلام ندارد الان در دادگاههای بین المللی در خارج بر چه اساسی حکم میکنند همین طوری هر کی آمد هر چی گفت؟ نه میروند تحقق میکنند سوابق را میبینند پرونده اش را میبیند، این شاهدی که آمده این را شهادت است چه جوری است آدم خبی است بین مردم دروغ نگفته؟ کلک نزده؟ نفاق نکرده؟ میروند پروندهاش را نگاه میکنند پرونده آن طرف را هم نگاه میکنند بعد میگویند نه شما در فلان جا فلان عمل خلاف را انجام دادی و شما در دادگستری پرونده داری. به آن بیّنه میگویند شما پرونده نداری شما آدم خبی هستی وقتی که بخواهند یک نفر را در یک جا پذیرش داشته باشند میروند از ادارۀ راهنمایی رانندگی خلافیاش را میگیرند این چند دفعه تا حالا خلاف کرده از خلافی که در رانندگی دارد میفهمند این آدم خلافکاری است یا نه؟ شما نگاه کنید همین قانون همه جا هست.
این وجدان است یعنی این وجدان و نفس سلیم یک مجرا بیشتر ندارد این لازم نیست حتما مؤمن شیعه اثنی عشری باشد این فطرت و وجدان را خدا هم در شیعه قرار داده هم در سنی قرار داده هم در یهود قرار داده هم در نصارا قرار داده در همانی که خدا را قبول ندارد باز وجدان را دارد وجدان را باز دارد! بر همان اساس حرکت میکند چرا چون میخواهد به واقع برسد، راه رسیدن به واقع این است، ما راه دیگر که نداریم راه ما راه تحقیق است راه تفحص است راه دیدن پرونده است این در پروندهاش چی نوشته همین را امام صادق علیه السلام میفرماید در تعادل و تراجیح همین راه فطرت را برو، خذ باعدلهما، خذ به اوثقهما خذ باضبطها خذ باصدقهما خذبما خالف العامه فان الرشد فی خلافهم در صورتی که موارد قبلی نباشد. همین خذ خذها را بغل همدیگر قرار بدهید شما را به یک جریان فطرت که آن جریان در استنباط نقش اساسی را ایفا میکند راهنمائی میکند.

