جلسه ۸۵
8تلمیذ: آیا می تواند روحانی کاروان شود؟
استاد: بله آن هم همین طور است آن کسی که روحانی است آن هم یخدم القوم است.
تلمیذ: حضرتعالی اجتهاد را شرط روحانی کاروان نمی دانید؟
استاد: حالا آن یک مطلب دیگر است در آن وادی بحث نمیکنیم فرض کنید کسی که حائز شرایط است کسی که حائز شرائط هست صحبت راجع به او است.
تلمیذ: آیا نباید خود روحانی خودش یک بار حجّ واجب رفته باشد؟
استاد: خب نرود، حیض که نیست مربوط به او نباشد.
تلمیذ: اگر نرفته باشد هنوز تجربه نکرده است.
استاد: خب آن علمش را خوانده، فقهش را خوانده، احکامش را خوانده.
تلمیذ: بعضی می گویند تا حجّ را نروی احکام را نمی فهمی.
استاد: خب حالا البته آن یک مرتبه بالاتری است. بعضیها صد دفعه میروند نمیفهمند، کسی که درس خوانده مطالب دستش است و از طرق مختلف به مسائل رسیده، خب این چه اشکال دارد انجام میدهد. البته یک مطلبی هست که روحانی کاروان شدن هم یک سعۀ صدر و یک حوصله ای میخواهد، من که نمیتوانم، من که اصلا حوصلۀ سرو کله زدن با مردم و مخصوصا در این اوضاع را ندارم، اصلا از من نمیآید ولی بعضیها میتوانند هر دو حالش را داشته باشند هم حال توجهشان و هم حال خدمت به افراد را داشته باشند، خب این یک مسئلۀ دیگری است با فرض به اطلاع به مسائل و احکام این روحانی باید برود آن وقت مسئله دیگری که در این جا پیش میآید آن یک مطلب دیگر است که این جا اگر یک روحانی دید که نه آن حکمیکه دارد بیان میشود اشتباه است مثلاً حکمی هست که اگر شانه از کعبه منحرف شد طواف باطل است خب این روحانی چطور میتواند به این فردی که میداند این فتوی باطل است چطور میتواند بگوید حجت باطل است؟ اینجا یا مسئله سخت پیش میآید مشکل پیش میآید اینجا هست که انسان باید مسئله را بگوید و نباید بگذارد که در مردم شبهه بماند باید بگوید و برود بگوید برو آقا مسأله ات درست است و هیچ اشکالی هم ندارد در آن جایی که انسان بداند که مسائل یعنی حکم، حکم خلاف است انسان نمیتواند به صرف این که از یک شخصی تقلید میکند و حکم خلاف را بگوید آن یک مطلب دیگر است.

