اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۵

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «راحله» در حج (2) - 04-12-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۵

7
  • اینها آن نکاتی است که مجتهد باید آنها را در نظر بگیرد که حکم، حکم واحد است من زمن النبی الی زمن القائم علیه السلام همه یکی است تفاوتی نمی‌کند حالا آن جا این طور است یک حکم داریم دررخاء فرق می‌کند نه حکم یکی است منتهی این به صور مختلفی بیان می‌شود. باید مجتهد استنباط کند که کیفیت حکم چگونه بوده و نزولش چگونه است و ملاکش چیست؟ ملاک را باید به دست بیاورد که ملاک در چه درجه از اهمیتی قرار دارد تا آن حدی که حضرت می‌گوید اگر ممکن است باید به شکمت سنگ ببندی و به حج بیایی تا این حد! چون حج، حجه الاسلام است درست شد! این مربوط به راحله دیگر بیش از این زیاد طول ندهیم.

  • زاد هم همین طور وقتی که از امام سوال می‌کنند که مقصود از استطاعت چیست حضرت می‌فرماید زاد وراحله. آیا یعنی چند تا کاروان خرمن برنج دم سیاه شمال و دیگر لوبیای جنوب و خربزه های شیرین اصفهان و نمی‌دانم گوسفندهاو گله ها با خودت راه بیانداز در مکه زاد است دیگر می‌خواهیم به ما خوش بگذرد! آن جا باید این طوری باشد؟ یا نه زادی که حضرت می‌فرماید الزاد و الراحله آن زاد چیست؟ امام علیه السلام تفسیر می‌کند به الخبز و الزیت. خبز و زیت چرا به ایشان نمی‌دهی اگر می‌توانند معده ایشان کشش دارد مریض نمی‌شود حالا گوشت نخورند این بیچاره ها می‌آ‌یند این آفریقائیها ما آنجا می‌دیدیم دیگر، خیلی از این ها می‌آمدند گوشت هم نمی‌خوردند من نگاه کردم همان چیزهای بسیط و ساده با همان غذاها و قدرت نداشتند قدرت بر خریدن و خوردن گوشت نداشتند. همان سالی که زمان مرحوم پدرمان رفتیم آن مسئول می‌گفت خیلی آدم مطلعی بود خدا بیامرزد آدم خیلی با اخلاصی هم بود صحبت اینها که شد در یک مجلس این می‌گفت آقا من اصلا با اینها بوده ام اینها حتی بعضی چیزها را می‌آورند با خودشان اینجا می‌فروشند و از پولش برای خودشان ارتزاق می‌کنند، خیلی از اینها می‌آیند به امید کار کردن و در آنجا به عنوان خدمه کار می‌کردند و اینها هم یک چیزی به ایشان می‌دادند آنها هم می‌رفتند ارتزاق می‌کردند. خب این مردم این طوری می‌آمدند برای مکه نه حالا با چه وضعیتی که هر کی برای خودش غذا هر چه می‌خواهد بردارد آنها در یک چنین وضعیت حج انجام می‌دادند وقتی که زاد را امام علیه السلام در این روایات دیگر تعبیر می‌کند اطعمهم الشعیر و الزیت یا الخبز و الزیت یا در این جا امام علیه السلام در مورد حج واجب می‌فرماید که یخدم القوم و یخرج معهم خدمت کند به قوم یعنی برود زادش را تحصیل کند یخدم القوم یعنی برود زادش را تحصیل کند و این مقدار قوتش را به واسطۀ این خدمت تحصیل کند. البته آن نسبت به زن و بچه آن حکم جدا باید باشد مقدار قوتی که بتواند تا برود برگردد باید داشته باشد خب حضرت آن را بیان می‌کنند ولی راجع به خودش وقتی که حضرت می‌فرماید که یخدم القوم برود به آنها خدمت بکند یعنی برود آشپز یا کارگر بشود، خادم بشود اگر پزشک است مداوا کند چه اشکال دارد که یک شخصی که می‌رود، درمان می‌کند مداوا می‌کند یک کسی که ترجمه می‌داند زبان می‌داند عربی می‌داند انگلیسی می‌داند به عنوان مترجم می‌رود به عنوان یا بتواند یک شخصی برود تحقیق بکند مثلا از طرف سازمانی از طرف دولتی موظف بشود بر اینکه برود به کاروانها رسیدگی کند نقائص را ببیند به افراد گزارش بدهد و به این وسیله او را ببرند اینها واجب الحج اند.