اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۵

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «راحله» در حج (2) - 04-12-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۵

4
  • پس بنابراین آنچه را که ما در این جا می‌بینیم که امام علیه السلام روی آن تکیه دارد نسبت به قضیه استطاعت، عبارت است از همان کیفیت و حصولی که در آنجا انجام بشود و خود حضرت در این جا مسئله را بیان می‌کند. یعنی حج به ادنی الحجی که کسی که می‌تواند انجام بدهد. لذا در بعضی موارد می‌بینیم حضرت نسبت به حج که حتی بعضیها تعبیر آورند به حج استحبابی. در آنجا داریم که حضرت می‌فرمایند: چرا حج انجام نمی‌دهی؟ عرض می‌کند که من خلاصه خیلی مال ندارم! حضرت می‌فرماید: اطعمهم الخبز و الزیت خبز و زیت به عنوان قوت بایستی که بدهی، همین کفایت می‌کند، اگر بتوانی با خبز و زیت در بعضی جاها دارد اطعمهم الشعیر و الزیت با خبز و زیت می‌توانی آنها را به حج ببری اینها را به حج ببر خب کلام امام علیه السلام هم که کلام هزل نیست یا منظور مراد جدی نباشد، چون در مقام بیان حکم است و در مقام بیان حکم مجامله راه ندارد. در این جا به آن توجیهات فقها هم می‌رسیم که اینها آمدند حمل بر استحباب کردند ظاهرا آن طوری که به نظرم می‌رسد سه روایت بود که امام علیه السلام می‌فرماید که چرا زن و بچه ات را به حج نمی‌بری؟ بعد آن می‌گوید که من مؤونه برای حج ندارم. حضرت می‌فرماید که اطعمهم الخبز و الزیت که فقها در این جا حمل بر استحباب کردند، حالا قبل از اینکه ما به این مطلب برسیم اول در مورد قضیۀ راحله صحبت می‌کنیم بعد درمورد زاد و بعد مسئله مربوط به فقها.

  • از یک طرف ببینید آیه قرآن دارد ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا هر کسی که مستطیع است هر کسی که می‌تواند باید برود در استطاعت هم راحله اخذ نشده یعنی منظور نشده دلیل دیگر این است که در آیه دیگر داریم و اذن فی الناس بالحج یأتوک رجالا و علی کل ضامرٍ یأتین من کل فج عمیق یعنی به اصطلاح از این راههای طولانی بیایند به سمت مکه از آن طرف روایاتی داریم بر اینکه این را رجالاً دارد از آن طرف من استطاع دارد بعد این آیات را در این جا در نظر بگیرید روایاتی که در اینجا داریم روایاتی که می‌فرماید خداوند حج را فرض کرده علی ادنی الناس قوتاً این هم خب روایاتی در این جا بود از امام رضا علیه السلام و از امام صادق و علی اضعفهم مرة واحدة، وجوب حج برای اضعف الناس و ادنی الناس قوتاً این ادنی الناس به چه شخصی گفته می‌شود؟ آیا به شخصی که زاد و راحله دارد و قوت عیال دارد و می‌تواند برود و بیاید و به اندازۀ ‌افراد مؤونه دارد قوت و مال دارد که نگه دارد خب اگر این طور باشد این که ادنی الناس نیست. آن کسی که قوت عیال را دارد که حج برود با زاد و راحله و بعد هم برگردد و آنهاهم داشته باشد خب این که ادنی الناس نیست این جزء اوساط الناس است، چه کسی ادنی الناس است؟ ادنی الناس این است که حتی زاد و راحله ندارد این دنی الناس است؟ که یک مرتبه بیشتر بر او واجب نیست حالا این مقدار چه مقداری است؟ مقداری است که بتواند او را به حج ببرد، لذا نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این ادنی الناس نسبت به راحله در روایات ائمه تفسیر شده به این صورت که بعضیها راحله دارند خب اینها می‌توانند بروند و کسی که راحله دارد این از ادنی الناس خارج می‌شود کسی که برای رفتن راحله داشته باشد کسی که یک اسب داشته باشد چه حالا تمام کرۀ زمین طلا داشته باشد چه نداشته باشد بالاخره اسب، اسب است دیگر سوارش می‌شود آن غنی سوارش می‌شود این فقیر هم سوارش می‌شود، آدم، سوار دو تا اسب یا دوتا شتر یا دو تا الاغ که نمی شود سوار یکی می‌شود خب این چه آدم ثروتمند باشد سوار یک شتر می‌شود فقیر هم باشد سوار یک شتر می‌شود. این که دیگر ادنی الناس و غیر ادنی الناس ندارد و از این نقطه نظر، ادنی الناسی که حضرت می‌فرمایند بر ادنی الناس مره واحده واجب است، منظور کسی است که راحله ندارد یعنی کسی که راحله ندارد ادنی الناس است ولی کسی که راحله دارد ادنی الناس نیست توجه کردید که امام علیه السلام که می‌فرماید یک مرتبه واجب است به چه می‌خورد؟ اگر به راحله می‌خورد و منظور از ادنی الناس کسی است که اسب ومرکب دارد و می‌تواند کرایه کند اگر هم نداشته باشد کرایه می‌کند خب بین سریع و غیر سریع که فرقی نیست هر دو اینها یک مرکب می‌خواهند سوار می‌شوند یا کرایه می‌کنند می‌‌آیند یا اینکه مرکب سواری خودشان است آن موقع هم که همه حداقل یک الاغ داشتند؛ در هر خانه یک الاغ بود. پس ادنی الناسی که در اینجا هست همان تفسیری است که امام علیه السلام نسبت به مشاة می‌فرماید کسی که می‌تواند یرکب بعضا و یمشی بعضاٌ این می‌شود جزء ‌ادنی الناس نه آن کسی که راحله دارد آن کسی که حتی راحله هم ندارد ولایقدر ولکن یمکن یمشی آن می‌شود جزو ادنی الناس که فقط به طور مشی می‌تواند و وقتی که از حضرت سوال می‌کنند راجع به استطاعت حضرت می‌فرماید کسی که قدرت بر مشی دارد باید برود انجام بدهد.