اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۴

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «راحله» در حج (1) - 29-11-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۴

5
  • تلمیذ: شما فرمودید از من استطاع الیه سبیلا استفاده می شود که حج تسکعی خارج است.

  • استاد: بله عرض بنده هم همین است. حج تسکعی حجی است که بایّ نحو کان مثل کسی که مستطیع بوده و نرفته در فی العام قادم باید یحج ولو تسکعا آن تسکعا مربوط به آن است ولی در اینجا نه آن که من اطاق المشی کسی که می‌تواند حرکت کند پای پیاده برود پایش آبله نمی‌کند، مریض نمی‌شود آرتروز ندارد پوکی استخوان ندارد می‌تواند. مگر این چوپانهایی که می‌روند صبح تا شب از گله شان را چرا می‌کنند مگر سوار خر و اسب می‌شوند؟ برای گله شان این همه مدت می‌روند چه کار می‌کنند، چند ساعت راه می‌روند؟ الان این مردم چند ساعت راه می‌روند؟ ما یک ده رفتیم یک شخص آنجا بود می‌گفت من اگر روزی هشت فرسخ پیاده راه نروم یا نَدَوم اصلا شب نمی‌توانم بخوابم، یک آدم لاغری هم بود و اهل زراعت بود نزدیک برقان. می‌گفت من روزی هشت فرسخ راه می‌رو،م خیلی خب سابق مگر چقدر راه می‌رفتند؟ بین هشت فرسخ ده فرسخ که بیشتر نمی‌رفتند یعنی آن حرکت قافله شان که این مقدار بیشتر نبود. از تهران می‌آمدند فرض کنید که زیارت امام رضا علیه السلام چقدر طول می‌کشید صد و پنجاه فرسخ بود یک ماه و خرده‌ای طول می‌کشید، یک ماه و خرده‌ای زیارت امام رضا طول می‌کشید یک ماه سی روز را تقسیم بر150 فرسخ بکنید می‌شود روزی پنج فرسخ یعنی روزی پنج فرسخ با کجاوه حرکت می‌کردند یک ماه زیارت از راه فیروزکوه هم می‌رفتند که گردنه بندها آن جا بودند که راهزنی می‌کردند بعد رضا شاه که آمد همه را قلع و قمع کرد در فیروز کوه و این چیزها حکایات عجیبی دارد در آن قضایای که چطور جلوی زوار را می‌گرفتند و زنها را اسیر می‌کردند و می‌بردند و چه می‌کردند. یعنی زیارت مردم عادی در زمان سابق زیارت امام رضا علیه السلام از تهران یک ماه طول می‌کشید یعنی روزی پنج فرسخ درست شد؟ خب روزی پنج فرسخ چیزی نیست برای کسانی که بخواهند حرکت می‌کنند می‌ایستند در شب استراحت می‌کنند صبحها حرکت می‌کنند. سابق حرکت به این نحو بوده الان شما نگاه نکنید طیاره این چیزها است. سابق به چه کیفیتی بوده؟ لذا حضرت در این جا به یک نحو عادی می‌گوید علی من اطاق المشی من المسلمین هر کسی که می‌تواند پیاده بیاید هر کسی نمی‌تواند پایش درد دارد، ناراحتی دارد، استخوان درد دارد، ضعیف است و از قافله می‌ماند خب آن موقع خطر وحوش و سباع و این چیزها و حرامی‌و اینها هست. ولی کسی که من اطاق خب دلیل ندارد که حج را ترک کند، لذا در اینجا حضرت می‌فرماید که علیه دینٌ، علیه دینٌ ‌یعنی نمی‌تواند برود دابّه بخرد باید دینش را بپردازد. ولی این دین دینی نیست که این دین انجام بشود، بماند در بلدش دین علیه حج هم انجام بدهد دین علیه خب بلند شو برو حج انجام بده. خیلی اتفاقا روایت عجیبی است از آن روایتهای کلیدی است این روایت معاویه‌بن‌عمار که می‌فرمایند بودن در اینجا دردش را دوا نمی‌کند مثل این که برای نماز اگر کسی که دلش درد بکند خب حالا نماز را نباید بخواند؟ خب نماز را بخواند دلش درد می‌کند نخواند هم دلش درد می‌کند خب بلند شود نمازش را بخواند با این خواندن یا نخواندن که دل دردش خب نمی‌شود! بله حالا آن حظور قلبی که دارد با دل درد پیدا نمی‌شود، کسی که سردرد ومیگرن دارد آیا دیده اید شما که ‌بگوید من میگرن دارم نماز نمی‌خوانم؟! خب نداشته باشی هم میگرن هست و باقی است حالا یک وقت روزه است که خود روزه باعث اشتداد مرض می‌شود خب در اینجا نفس آن روزه سبب اشتداد است و مسأله فرق می کند ولی اگر کسی یک مرضی داشته باشد، روزه به او کاری ندارد. فرض کنید که سردرد دارد، میگرن دارد، ولی چه روزه بگیرد، چه نگیرد، این سردرد را دارد. بعضی از چیزها مثل آب سیاه برای چشم ضرر دارد. این هم فرض کنید که روزه نگیرد. خب مسئله ضرر و اضرار مطرح است. ولی در آنجایی که انسان مریض است ولی این مرض او دخالتی در آن تکلیف ندارد و تکلیف باعث اشتداد مرض نمی‌شود خب تکلیف به حال خودش باقی است. این هم در اینجا همین طور است. این شخص اگر در اینجا بماند که دِینش را نمی‌پردازد! کسی که خر نمی‌تواند بخرد معلوم است که به چه وضعی افتاده است که حتی قدرت خرید یک حمار را هم ندارد. حضرت می‌فرماید که خب دِین داری به حجت چه ربطی دارد؟ بلند شو برو حجت را انجام بده وقتی آمدی دوباره مشغول شو کار کن. رسیدی دین را انجام بده، نرسیدی زندگیت را بکن. لذا اگر بعضیها سوال می‌کنند ما قرض داریم آیا مکه باید برویم یا نرویم باید چه پاسخ بدهیم؟ باید پاسخ این بشود که آیا آن قرض شما قرض معجّل است یا مؤجّل است و اگر در بودن شما این قرض ادا می‌شود خب آن قرض مقدم است و اگر نه آن ادا نمی‌شود و سالهای دیگر طول می‌کشد خب شما باید حجت را انجام بدهی و آن حکم به جای خودش محفوظ است. أعلیه ان یحج؟ قال ان حجة الاسلام واجبه ٌ علی من اطاق المشی من المسلمین این استطاعت را بعضیها می‌گویند که این مربوط به زمان حج است در صورتی که امام صادق علیه السلام در زمان خودش دارد این حرف را می‌زند حضرت می‌فرماید و لقد کان من حج مع النبی مشاة بعضیها می‌گویند این در زمان امام صادق بوده در مفتاح الکرامة می گوید. و لقد مرّ رسول اللَه بکراع الغمیم و فشکوا الیه الجهد و العناء فقال: شدّوا أزرکم و استبطنوا ففعلوا ذلک و استبطنوا یعنی چه؟ یعنی افرادی که گرسنه می‌شدند یک وزنه ای به این شکمشان می‌بستند و سفت می‌کردند که این سنگینی این خودش باعث می‌شود که معده ترشح نداشته باشد برای انسان احساس گرسنگی پیدا نشود. و همین طور سفت بستن هم باعث می‌شود که معده جمع بشود و از آن احساس گرسنگی آن کم بشود، افرادی که اشتهای کاذب برای آنها هست این یکی از آن راههایی است که احساس گرسنگی پیدا نشود و آن وقت بدن شروع بکند این چربیها را سوزاندن، این سوخت کالری و از همان چربیهایی که بدن دارد از آنها تأمین کند. حضرت می‌فرمایند قوت غذا ندارد بخورد. قوتی که باید انجام بدهد ندارد، فرمودند باید حج انجام بدهی آن وقت امام علیه السلام می‌فرماید کسی که می‌تواند برود باید انجام دهد چگونه ما تصور داریم از این قضیه؟!