جلسه ۸۴
4روایت دیگر که در اینجا هست باز روایت امام صادق علیه السلام است از ابی اسامه بن زید یکی و دو تا هم که روایت نداریم بله در این جا داریم: فی قوله: و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا که باز در این جا در صورت استطاعت وجوبی است قال سألته: ما السبیل؟ قال یکون له مایحج به، قدرت برای حج را داشته باشد قلت أرأیت ان عرض علیه مال یحجّ به فاستحیی من ذلک؟ قال هو ممّن استطاع الیه سبیلا قال و ان کان یطیق المشی بعضاً و الرکوب بعضاً فلیفعل این مشی بعض و رکوب بعض یعنی آن چیزی که به آن عرضه میشود نمیتواند آن را تا حج برساند، مقداری را میتواند برساند مثلا گاهی در سابق بوده که با هم تقسیم میکردند میگفتند آقا دو ساعت پیاده بیا دو ساعت سواره آن پیاده میشد آن یکی مثلا سوار میشد یک چنین مواردی خب بوده که این روایت حکایت از این قضیه میکند.
از این روایت صریح تر روایت معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام است: سألت أبا عبداللَه علیه السلام عن رجل علیه دینٌ أعلیه ان یحج؟ قال نعم حتی فردی که دین دارد هم باید حج را انجام بدهد إن حجة الاسلام واجبةٌ علی من اطاق المشی من المسلمین این فرد قدرت بر خرید دابه ندارد دیگر چطوری حضرت میتواند از این صریح تر بگوید؟ ان حجه الاسلام دارد میفرماید نه حج مستحب را جناب آقا که داری حمل بر حج استحبابی میکنی حجةالاسلام استحبابی است؟ ان حجة الاسلام واجبهٌ علی من اطاق المشی من المسلمین یعنی کسی که بر او دین است قدرت خرید حمار ندارد حتی حمار ابتر اجدع ندارد حضرت در اینجا میفرماید که واجبهٌ خب یعنی چه؟ این چگونه میشود؟ آنجا که امام صادق میفرماید که الاستطاعه هوالزاد و الراحله با این که در اینجا استطاعت را به معنای اطاق المشی گرفته اند چطوری با هم جور در میآید؟ دیگر باید فقها زود بیایند فتوایشان را بدهند. حالا البته الان میخوانیم و مشخص است که زاد و راحله نوع من الاستطاعه لا کل الاستطاعه استطاعت عبارت است از ایصال به مطلوب این را میگویند استطاعت اگر آن استطاعت به زاد و راحله محقق شد فبها اگر محقق نشد و اطاق المشی، نفس الطاقه هی الاستطاعه لذا میگوید ان حجه الاسلام واجبهٌ نه مستحبٌ ان حجه الاسلام روایتش هم روایت صحیح و روایت شیخ است.

