اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۳

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (11) - 15-11-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۳

5
  • در آن سفر کاروان ما کاروان لبنانیها بود آنجا رفته بودیم در کاروان لبنانیها و آنها خب از افراد متعددی تقلید می‌کردند و این حرفها دچار مشکل شده بودند و اتفاقا کاروانشان هم روحانی نداشت، خیلی راحت بودند خیلی خوش بودند راحت بودند بعد اینها هی می‌رفتند سوال می‌کردند و می‌آمدند بعد یکی از دوستان ما همراه ما بود خدا حفظش کند این گفت بابا اگر می‌خواهید خیالتان راحت بشود بلند شوید بیایید پیش این سید این کار همه را درست می‌کند. خلق اللَه می‌آمدند دیگر می‌گفتند می‌گفتم پاشو برو بابا درست است آن می‌گفت اشکال دارد آن می‌گفت درست است گفتند ای خدا خیرت بدهد راحت کردی ما را حالا بلند می‌شوی می‌روی می‌آمد کباب می‌خوردی یک چیز می‌گفت از آن یکی می‌پرسیدی یک قسم می‌گوید پیش این سید که می‌آییم می‌گوید بروبابا این هم درست است بعضیها که خب یک مقداری چیز بود می‌گفتم حالا این را دوباره انجام بده و فلان و ... این قضیه گذشت و اینها دیگر شدند مخلص و مرید و ما و دیگر اصلا ول کردند آن به اصطلاح آن نماینده‌های چیزها را بالکل ول کردند و آمده بودند و این قضیه گذشت تا اینکه ما از آنجا آمدیم به سوریه، چون از سوریه برای حج مشرف شده بودیم در مراجعت هم برگشتیم به سوریه، وقتی برگشتیم آنجا دو سه روز در همان حضرت زینب بودیم و دیگر آمدیم ایران.

  • یک روز عصر من تنها نشسته بودم کنار صحن و با همین چفیه و این چیز عربی بودم کنار صحن نشسته بودم بعد یک مرتبه تا نزدیک غروب شد دیدم یک جمعیت یکی آمد به من نگاه کرد گفت سلام سید شما این جائید این از همان کاروان بود یک دفعه دیدم یک جمعیت پنجاه نفری از آن طرف صحن دارند، حمله می‌دوند زن و مرد همین طور به این سید آمده سید آمدند آقا دور ما نشستند و حالا این مسائلی که شنیده بودند و بعد از حج سوال کرده بودند یکی گفت حجت باطل است آن گفت باید کفاره بدهی گفتم بروید پی کارتان حجتان همه درست است روز قیامت با من، آقا بلند شدند همه قربون صدقه ما رفتند و فلان کردند و خلاصه خیلی دیگر گفتم بلند شوید بروید پی کارتان همان که من گفتم همان، الان هم همان است خودم به اصطلاح حجتان را تضمین می‌کنم خوب آن مسائلی و مطالبی را که ما در آن جا بیان کردیم از سر پر و سر شکمی‌که نگفتیم همین طوری اینها همه منطبق با مضمون روایات بود منتهی کیفیت استنباط مطلب با توجه به دیدگاههای مختلف، شما یک دفعه زمین تا آسمان فرق می‌کند از یکی منبع یکی یک جور برمی‌دارد استنباط می‌کند از یک منبع یکی یک جور دیگر شخص جور دیگری می‌تواند استناط کند با توجه به اختلاف در افکار و انوار این نظر یک نظر است و آن نظر یک نظر دیگر است آن وقت ببینید چقدر افکار مردم راحت می‌شود! آقا همین قضیۀ حمد و سوره که پدر این مردم درآمد و در می‌آید پدر این مردم در این حمد و سوره آقا درمی‌آید نمی‌دانم زنش حرام می‌شود و فلان می‌شود و حجت فلان می‌شود و بعد هم آنجا نشستند چرتکه بیانداز تو صد ریال بده تو دویست ریال بده مال تو خیلی سخت است اصلا هیچی بلد نیستی دویست ریالی هستی، تو نمی‌دانی یک خرده بلدی حالا کمش می‌کنیم، زیادش می‌کنیم، آن خود و روحانی و .. با همدیگر کارچاق‌کن ... باید خلاصه خرج سال دربیاید، این با این اوضاع اصلا یک دلهره و هراس و ترس در جان این بدبختها می‌اندازند که بیایند حالا مثلا چی بشود زنشان به ایشان حرام نشود، خب بشود، به جهنم، حالا طوری نمی‌شود، حالا زنش هم یک سال بهش حرام بشود بهتر! سال دیگر می‌رود، می‌رود حج انجام بدهد. دیگر مجبور است که برود، زن حرام است و نمی‌شود کاریش کرد آن وقت قضیه خیلی مهم است. که حالا فرض کنید که همسرش این هم آقا عجب آقای خوشی است اصلا به فکر دل ما نیست .... بله حالا آدم تمرین بکند، بد نیست بروید ببیند چه جوری می‌شود، بالاخره این جوری هم می‌شود زندگی کرد، خیلی‌ها می‌گویند نمی‌شود زندگی کرد.