جلسه ۸۳
2خب این واذن فی الناس بالحج یأتوک رجالا در اینجا من دیروز متوجه این قضیه نشدم وقتی که آقای... اینجا اشکال کردند که مسئله یأتوک است قبلا البته عرض کرده بودم ولی از این نکته غفلت کردم راست میگوید. ایشان تذکر دادند نسبت به این مسئله که این معنا این طور من دیدم که بله همین طور است تعجب کردم چرا من دیروز این مسئله را نگفتم که خوب طبق بعضی از قواعد ادبی حق این است که یأتوک جزا برای شرط مقدر است، و اذن فی الناس ان تؤذن یأتوک رجالاً مثل قم که ان تقم اقم بوده است ولکن آن جور هم که باشد مسئله تفاوت نمیکند.
مسئلۀ دیگر این که ما نیازی برای این تقدیر نداریم، نیاز به تقدیر در آن جایی است که مقول برای این قول نداشته باشد و چارهای جز تقدیر شرط محذوف و جواب برای آن شرط نباشد ولی در اینجا مقول این اذان عبارت است از اتیان الی الحج و اذن فی الناس اعلان کن در مردم به حج، آن وقت آن یأتوک رجالا میشود تفسیر برای این مقول به حج نه اِن تؤذن یأتوک، اذّن علی ان یأتوک اذن به باَن یأتوک اذن باتیان القوم نحوک. خب این همان معنای صریح انشایی است که مقول اذن همین میشود اذن فی الناس باتیانه یعنی بگو بلند شوند بیایند و دیگر نیازی به تقدیر ندارد و تقدیر خلاف است. در صورتی تقدیر هست که از نظر ادبی انسان نتواند برای جمله معنای صحیح بدون تقدیر را در نظر بگیرد، فقط در آنجا میتواند. این طور نیست که همین طوری بتواند انسان این حرف و آن حرف را تقدیر بگیرد، نه، آن حرف سلیس و صریح متکلم باید بر همان شیوه و روش تعارف و تکلم بایستی حمل بشود که خب در اینجا این معنا از آن معنا اصرح است و نزدیکتر است و احتیاج به حذف هم ندارد. لذا در اینجا میفرماید که واذن فی الناس بالحج این اذان، اذان فی الناس است، در مردم به حج اذان بده.

