جلسه ۸۲
4در اینجا خدا نمیخواهد بین افراد را جدا کند. اصلا شما توجه به حکم و موضوع بکنید مسئله روشن است، خدا در حج بیاید و بگوید من یک عده خاصی را برای حج انتخاب کردم و بقیه بروند. آنهایی که واجب الحج هستند فقط یک عده خاص که پولدار باشند و بتوانند بیایند و آنها گل سر سبد هستند و یک حکم خاصی، مثل اینکه فرض کنید خمس برای کیست؟ برای هر کسی که پول دارد. زکات مال کیست مال کسی که کشاورزی و دام دارد این فرد باید بپردازد این مسئله این است ولیکن این برای یک عده خاص است. که روزه مال کیست؟ مال کسی که سالم است باید روزه بگیرد گر چه خطاب، خطاب به مومنین هم هست همان طوری که گفتیم در مورد حج داریم که و اذن فی الناس اعلان کن به همۀ مردم تا روز قیامت آن وقت با این معنایی که شما میگویید میسازد؟ اعلان کن به همه افراد به جنس مردم تا روز قیامت که یأتوک ان تؤذن یأتوک، این یأتوک جواب برای ان توذن است میآیند با این نحوه یعنی پیاده میآیند به سمت تو خوب این که میگوید پیاده میآیند به سمت تو یعنی درحج مستحبی پیاده میآیند منظور حج مستحب است؟
تلمیذ: کلام شما این را ثابت نمی کند، اذّن تو بگو بیایند بعد خداوند میفرماید که بر اثر این ابلاغ میآیند.
استاد: خب این همین است یعنی بر اساس این اذانی که تو تشریع کردی بر این تشریع تو اینها با پای پیاده خواهند آمد.
تلمیذ: با پای پیاده که کربلا رفته اند؛ مشهد می رفته اند.
استاد: ما به آن کار نداریم خدا نمیخواهد در اینجا بگوید که اینها با سختی میروند و ثواب پیدا میکنند خدا در اینجا میخواهد بفرماید که نتیجۀ اذان تو این خواهد شد که با پای پیاده به سمت تو خواهند آمد. آیا با پای پیاده به سمت تو خواهند آمد مورد رضای من است یا مورد غضب من است. تمام شد. پس این مقدار برای وجوب حج کفایت میکند من که خدا هستم میگویم با پای پیاده کسی که برود و این حج را انجام بدهد این مجزی است. خوب تمام شد. پس چطور میتوانیم بگوییم کسی که میتواند پیاده برود، نباید برود و باید صبر کند زیرا مورد قبول نیست اگر این شخص رفت فایده ندارد باید صبر کند وقتی که مستطیع شد برود؟ به طوری که خیلی ها میگویند وقتی که مستطیع شد آن موقع دوباره باید انجام بدهد چرا؟ چرا این حج او نخواهد بود چرا حجةالاسلام او نخواهد بود؟ در حالی که خدا میگوید این با پای پیاده رفتن مورد رضا و امضای من است و حج واجب او تلقی میشود. حج واجب یعنی چه؟ یعنی حجی که رفته و از روی وجوب انجام داده و الزامیبوده. بله حجش را انجام بدهد، بعد آن وقت در مقام استحباب میگویند حالا برو پیاده هم انجام بده این نحوۀ از آیه که در این جا دارد بیان میشود این تفسیر همان استطاعتی است که در آنجا بیان میشود. و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا. هر کسی که بتواند، آیا در آنجا داریم که بتواند زاد و راحله داشته باشد. در این آیه داریم کسی که راحله و مرکب دارد این شخص واجب است که برود و تعلق ذمه بر او بر این کیفیت است؟ من استطاع یعنی کسی که بتواند. شما همین فهم عادی عرفی خودتان را بگذارید در قبال آیه چه میفهمید؟ چه تشخیص میدهید؟ استطاعت یعنی که کسی که بتواند. حالا اگر کسی که میتواند برود جایز است که تأمل کند که راحله به دست بیاورد؟ این است صحبت ما! از آیه صبر و تأمل برای تحصیل راحله استفاده نمیشود آن چه که از آیه استفاده میشود استطاعت و توانستن است این توانستنی که خیلی مفهوم روشن دارد و نیازی به استدلال و ندارد .

