جلسه ۸۲
2این مسئله مسئلهای است که از نفس ملکوتی حضرت ابراهیم این قضیه اعلان بشود گرچه ساکت است ولی آن نفس ملکوتی او که اعمال و انشاء میکند آن نفس است که از باطن خودش به تمام نفوسی که در عالم زر قرار دارد به همه آنها ندای باطن را میرساند، حضرت ابراهیم نرفته بالای بلندی بگوید که مثلا تعالوا الی الحج تعالوا الی هنا یا مثلاً طوفوا حولَ.... آن ندای باطنی که اعلان باطنی است که به همه آنها میرساند.
لذا در روایات داریم که این ندا به هر شخصی که رسید آن شخص موفق برای آمدن به حج میشود. خوب افراد که آن موقع نبودند. آن همان اراده و مشیت باطنی حضرت ابراهیم برای اعلان این مطلب به نفوس است، آن همّتی است که ولی خدا آن همت را اعمال میکند در آن نفوسی که در عالم زر قرار دارد و این اعلان را به آنها میرساند و به نفس و ضمیر و جان و سرّ آنها این مسئله را میرساند.
این مسئله از او تعبیر به و اذّن شده است. پس بنابراین این که میفرماید یأتوک نه این که بیایند به سمت تو که در واقع دعوت به خود باشد! حضرت ابراهیم که دعوت به خود نمیکند، یأتوک یعنی بیایند به سمت تو، تو در آن جایگاهی که قرار داری این مقصد مشخص شده، در آن مکان وضعیت، آن قلهای که قرار داری که همان حقیقت توحید است در آن جا افراد باید بارشان را بیاندازند و در آنجا قرار بگیرند که آن عبارت است از ولایت، یعنی همان مطلبی که دیروز عرض کردیم که امام باقر علیه السلام میفرماید که انما اُمِر الناس ان یطوفوا حول هذه الاحجار ثم یجیئوا الینا و یعرضوا علینا ولایتهم باید اینجا بیایند و بارشان را در اینجا بیاندازند و سر در اینجا بسپارند و تسلیم با مقام فعل و ظاهر و مقام فکر و عقل و مقام سرّ و قلب بشوند. در این سه مرتبه امام علیه السلام میفرماید که باید بیایند و در این سه نقطۀ از مراتب وجودی تسلیم محض ما بشوند از نظر فعل اگر گفتیم بکن، بکنداگر گفتیم نکن، نکند. از نظر تفکر، فکرش همان باشد که ما فکر میکنیم و تدبیرش همان باشد که ما آن را رضایت میدهیم و از نظر سرّ و قلب باید شاکله وجودش در همان مکانی قرار بگیرد که ما در آنجا هستیم. این همان ندای حضرت ابراهیم است.

