اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸۲

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - معنای دقیق عرفانی فقرۀ «یأتوک» در آیه استطاعت حج - 14-11-1430

نسخه عربی

جلسه ۸۲

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • در بحث گذشته عرض شد که مقصود از استطاعت در آیه شریفه که می‌فرماید “ و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا” این استطاعت تفسیرش همان آیه دیگری است که می‌فرماید “ و اذن فی الناس بالحج یأتوک رجالاً وعلی کل ضامر ِیأتین من کل فجٍّ عمیق” .

  • صبح که می‌آمدیم ایشان فرمودند که چرا در اینجا یأتوک هست؟ و راجع به این توضیحی بدهید. خب این یأتوک چرا باید در اینجا در این آیه باشد؟ که ندا بده در حج که به سمت تو بیایند، [چرا نگفته] به سمت کعبه بیایند؟ به سمت خدا بروند؟ و می‌فرماید که اعلام کن در میان مردم به حج که بیایند به سمت تو رجالا همین طور علی کل ضامر یأتین من کل فج عمیق از هر جایی این یأتوک در این جا بیایند به سمت تو.

  • حضرت ابراهیم در اینجا آن ندایی را که دارد می دهد از خودش نبوده. ما الان نگاه می‌کنیم و می‌بینیم که حضرت ابراهیم یک فرد و انسان خارجی است مثل سایر افراد، همان طوری که ما صدا می‌زنیم یک شخصی را آهای حسن بیا آهای تقی بیا این هم همین طوری ندا و صدایی را بلند کرده ای ایها الناس ای کسانی که تا روز قیامت شما به دنیا می‌‌آیید باید بیایید و در اینجا به سمت من طواف کنید.

  • پس این ندا و اذن فی الناس مشخص بوده صدایی نبوده که از دهان او برخاسته یا حضرت ابراهیم رفته بالای بلندی و بالای تپه‌ای، کوهی و افراد را، صدا کرده شاید هم این کار را انجام داده و لی آن صدا حکایت از مسئلۀ دیگری می‌کند این اذّن، اذان ملکوت است، یعنی اعلان ملکوتیِ باطن حضرت ابراهیم است که افراد بیایند و به سمت تو که به سمت این کعبه است، حرکت کنند و به دنبال خودِ تو بیایند و بر این سنّت تو بیایند و عمل کنند و برای آمدن به کعبه در تحت ولایت تو قرار بگیرند. چون حضرت ابراهیم صاحب شریعت بوده و لذا پیغمبر صلی اللَه علیه وآله هم فرمودند بل اِتبعت ملّه ابراهیم حنیفاً من دنبال حضرت ابراهیم هستم و آن ملت و شریعت ابراهیم را من پیگیری می‌کنم و او را به کمال می‌رسانم شریعت، شریعت حضرت ابراهیم است و پیروی از ولایت که آن ولایت همان حلقۀ بین بنده و بین پرودرگار است که به واسطه آن حلقه انسان به توحید می‌رسد و توحید در او تجلی پیدا می‌کند و حقیقت توحید در او متحقق می‌شود.