جلسه ۸۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
روز گذشته در ادامه مطالب، نسبت به قضیۀ استطاعت شرعیه عرض شد که لسان روایات و آیات در مورد استطاعت، استطاعت به عنوان شرط الوجود است نه استطاعت به معنای شرطیت شرعیه که حدود و قیود و تشکل موضوع مستند به کلام و تشریع شارع است.
در آیۀ شریفه “ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا” مسئلۀ استطاعت را صرفا به معنای استطاعت به عنوان شرط الوجود قلمداد میکند یعنی وقتی که ما آیه را ملاحظه میکنیم احساس میکنیم که این حکم یک جنبۀ عمومی و سعیی دارد. همین آیه را بدون اینکه ما به آن دست بزنیم و بدون اینکه با اقوال این و آن بخواهیم در مفهوم آیه دخالت کنیم اگر همین آیه را مُنَزَّل بر عرف بکنیم و ببینیم این عرف چه میگوید قبل از اینکه آن آیۀ دیگر که مربوط به “و اذن فیالناس بالحج یأتوک رجالا و علی کل ضامر یأتین من کل فج عمیق” قبل از این که نسبت به آن آیه بخواهیم توجه کنیم خود این آیه در این جا چه چیزی را به ما میرساند؟ و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا برعهدۀ مردم است از ناحیۀ پروردگار که حج انجام بدهند هر کسی که میتواند، استطاعت یک کلام عربی است فارسی نیست ولی این کلام عربی در فارسی به معنای قدرت و توان است، هر کسی که توان برای رسیدن به حج را داشته باشد من استطاع یعنی این. اگر ما روایات نداشتیم که استطاعت را به معنای زاد و راحله تفسیر کردهاند، ما از این آیه چه چیزی را استفاده میکردیم؟ یعنی غیر از یک حکم اطلاقی و واجب مطلق غیر مشروط به شیء [چه چیزی را استفاده میکردیم]؟
مثل فرض کنید که سایر احکام مگر سایر احکام به چه کیفیت است؟ هر کسی که استطاعت دارد امروز که از منزل خارج میشود باید به فقیر کمک کند! مثلا فرض کنید که خب هر کسی که استطاعت دارد باید به فقیر کمک کند یعنی چه؟ یعنی پول داشته باشد که بتواند برای ظهرش برای زن و بچهاش فرض کنید که ناهار تهیه بکند و آن چه که مخدرۀ مکرمۀ مطوله جلیله جمیله فرمودهاند آن را بیاید برای ظهر که دارد میرود، آن هم فرض کنید که ماستی چیزی میخواهد بخرد آن هم بیاید با خودش بردارد ببرد. خب هر چی باقی ماند، نگاه کند به فقیر بر حسب موارد بدهد دیگر، این معنایش چیست؟ معنای استطاعت است حالا یک کسی پنج ریال در جیبش بود الان که پنج ریال اصلا وجود خارجی ندارد، مثلا آدم به فقیر صد تومانی میخواهد بدهد هم چنان نگاه میکند و اخمهایش را هم آن جوری میکند که مثلا چی، صد تومان داری به من میدهی! برو بابا صد تومانی یک وقتی قیمت داشت الان یک هزارتومانی بده اقلا یک نان با آن بخریم آن قدر که تو جیبت هست فرض کنید که میدهی همان قدر که هست بده یکی هزار تومان دارد بدهد به فقیر. این من استطاع در اینجا به معنای چیست؟ آیا در اینجا سوال میکنید که آقا دوباره برگردیم از آقا بپرسیم این که ایشان فرمودند اگر از منزل خارج میشوید و استطاعت داشتید به فقیر کمک کنید منظور شما چیست؟ مگر دیشب جو خوردی؟ استطاعت یعنی بتوانی دیگر! بتوانی اگر فرض کنید تو جیبت پول باشد! نمیگویم برو قرض کن یک وقتی میگویم آقا امروز اگر از خانه میآیی بیرون به فقیر صدقه بده و الا تا ظهر برسرتان آجر میخورد و دیگر راحت میشوید از دنیای حرج و مرج و فلان و دیگر به سلامت میروید، آنجا اگر پول هم نداشته باشید صبح میروید قرض میکنید آن یک حکم دیگر است، یک وقت میگویم به هر نحوی و به هر کیفیتی یا اصلا اگر استطاعت نداری از منزل که خارج میشوی بدانید که در امروز باید صدقه بدهید باید است دیگر حکم امر وجوب دلالت بر الزام میکند باید صدقه بدهید دیگر، اگر استطاعت داشته باشید را نمیگویم مطرح نمیکنم، خب شما هم پول ندارید هیچی ندارید چه کار بکنید چی کار میکنید جانتان را دوست دارید و نمیخواهید بمیرید [و می خواهید] فعلا بایستید و باز هم تماشا کنید این دنیا بالاخره به کجا میرسد، فعلا اینجا جای تماشا است، میگوید خیلی خب پولم ندارم به اهل بیت میگوید در کیفت پول هست؟ آن هم میگوید نه بابا هر چی پول داشتیم تو گرفتی و بردی و خرج کردی و نمیدانم فرض کنید که به آقازاده میگویی پول داری میگوید نه بابا پول ندارم میخواهم باهاش بروم کلاس و مدرسه و تشکیلات و هر جا می گردی پول پیدا نمیکنی، تلفن میکنی به رفیقتان آقا میشود مثلا من بیام یک خورده از تو پول بگیرم و... چرا این کار را میکنی؟ چون اطلاق را از این حکم استفاده میکنی! آن اطلاق مقید به استطاعت نیست حکم، حکم مطلق است به ایّ نحو کان وقتی که میآیی باید دست در جیب مبارک ببری این یک نحو است. نحوۀ دوم اگر استطاعت داری، اگر میتوانید که به فقیر پول بدهید، بدهید. خب ممکن است ما بگوییم این اگر میتوانید هم مثل آن اول است اگر میتواند انسان پول میدهد و بعد هم قرض میکند و بعد میرود قرضش را میدهد لازم نیست که فرض کنید که وقتی که انسان برای غذا و غیر غذا یا وقتی که برای سفر میخواهد برود چطور از رفیقش قرض میکند و بعد قرضش را میدهد آیا در اینجا انفاق بر فقیر و صدقه مثل این نیست؟ خصوصا این که انسان اهتمام مولا در القاء خطاب را درک بکند، در آن صورت قطعا میرود و این کار را خواهد کرد.

