جلسه ۸۰
5آن مطلبی را که بنده در جلد دوم اسرار الملکوت است که نسبت به آن قضیه که مرحوم آقا گفتند راجع به تخریب بیوت حول حرم امام رضا، در آنجا گفتهام این همین است. یعنی آن فقیهی که میآید یک فقیه را شما نگاه میکنید آن هم فقیه این مسائل را خوانده و کتابها را خوانده و این حرفها او میآید و به شدت این عمل را محکوم میکند که چرا باید مدرسۀ خیرات خوان و امثال ذلک این وقف است این نباید تخریب شود و داخل در صحن بشود و با شدت و حدّت تمام... من بودم در آن مجلس وقتی که این افراد داشتند راجع به این قضیه صحبت میکردند که در همین توسعۀ حرم امام رضا و اینها آمدند اینها را خراب کردند و چه کردند و اینها و اینها را اضافه کردند خیلی داشت با حدت و شدت داشت در این قضیه صحبتی می کرد که آقا فلان است و من رفتم این مطلب را گفتم و آنها هم چیز کردند که چرا باید این طور باشد ولی خب آن کار انجام شد درست آن فقیهی که این طور صحبت میکند با حدت و شدت در قبالش فقیه دیگری است و میگوید اتفاقا باید این انجام بشود چون الان موقعیت بنا و صحنها و موقعیت حرم حضرت در یک وضعیت است که با توجه به ازدیاد مسافرت زوّار و تعلقی که الان فرض کنید که در همین قضیه خب قبلا که این طور نبود زیارتی امام رضا در بیست و سوم ذی العقده [را چه کسی از] این مردم به اصطلاح قبول داشت و میکردند؟ بعضی خواص بودند آنهم تازه نه همه اهل علم تمامشان، بعضیها را ما در زمان طفولیت و اینها میشنیدیم که فرض بکنید که گفتند که برای زیارت مثلا موقعیت زیارتی که رفتند الان شما نگاه میکنید که اصلا جا نیست اینها همه آن ولایت امام علیهالسلام است که در قلوب و نفوس میآید و آنها را به آن سمت میکشاند و هر چه از ناحیۀ سایر جوانب مسائلی مشاهده میشود آن نفس چون وابسته است ربط دارد متعلق است متکی و متدلی به نفس ولی حیّ است که امام زمان علیه السلام باشد آن نفس ولی حی است که این مسائل را و این مطالب را در از دست دادن بعضی از باورها جایگزین او میکند لذا الان ما مشاهده میکنیم که تعلق به ولایت امام علیه السلام و پذیرش او این مسئله دارد شکل پیدا میکند نه اینکه تا حالا نبوده ولی دارد خیلی عوض میشود خیلی دیدگاهها در این مطلب دارد تغییر پیدا میکند خب باید در یک فضایی اتفاق بیافتد همین طوری که مفت و مجانی پیدا نمیشود این قضایا هر ساله! اینها کتابی و با خواندن و پای منبر نشستن به دست نمیآید با چشم دیدن به دست میآید و با وجدان احساس کردن به دست میآید. خب این الان فرض کنید که در حرم امام علیه السلام این مردم میخواهند بیایند چرا به جای حرم امام علیه السلام مردم شمال نرفتند؟ در شب بیست و سوم ذیقعده خب البته یک عده هستند برای آن مسائل هم مشتری فراوان است الان خب بالاخره افراد ملتزمین، متدینین حتی غیر از متدینین، نه، امام علیه السلام فقط مال متدینین و ملتزمین ظاهری نیست مال آنهایی است که یک جو از صفا در قلبشان باقی مانده است امام مال آنهاست همان یک جو که باقی مانده است کافی است یک جو از صفا و صداقت در فطرت کسی باقی مانده ولو ظاهرش خلاف باشد امام علیه السلام به او ارتباط دارد او بلند میشود میرود آنجا او بلند میشود میرود آنجا به زیارت امام علیه السلام. درست، خب در یک چنین وضعیتی این الان امکنۀ فعلی قابلت ندارد گنجایش ندارد استعداد و ظرفیت برای این را ندارد خب چه باید بشود؟ آن وقف است وقف میآید در آن ملاک اقوی محو میشود این است! از کجا استنباط میشود وقف مگر واجب نیست مگر التزام به وقف واجب نیست بله واجب است ولی زیارت امام علیه السلام میشود اصل در مورد وقف هم داریم وقتی که این تخریب بشود انسان بایستی که چیز کند یا میتواند در جایی دیگر صرف بکند این همه داریم راجع به وقف این طور نیست که به هیج وجه من الوجوه و اینها قابل تغییر نباشد خب الان در اینجا آن زیارت امام علیه السلام به واسطه داعی اقوی میآید و یک ملاک اهمّ آن ملاک برای التزام به وقف را تحت الشعاع قرار میدهد و حکومت پیدا میکند بلکه ورود پیدا میکند آن ملاک میشود چی ملاک میشود زیارت این جا شما یک دفعه میبینید سر و صدا به هوا میرود! آقا زیارت مستحب است التزام به وقف واجب است! و خیلی هم با حرارت گفته میشود! با شدت این فردی که زیارت امام رضا علیه السلام را مستحب میداند چه جور مستحبی است مثل اینکه پا را در هنگام رفتن به دستشویی با پای چپ بروید آن هم مستحب است موقع خارج شدن با پای راست خارج شوید آن هم مستحب است شب پنیر را با گردو بخورید این هم مستحب است درست شد مستحب است دیگر شارع که بیان نکرده میزان مستحبش را! ببینید آن وقت این آقا میخواهد مردم را به آن مغزای دین دعوت کند ولی آن فقیه میگوید چی میگوید تمام مسائل وجوبی تمام مسائل تحریمی تمام مکروهات باید در حول و حوش ولایت امام معصوم علیه السلام همه شکل پیدا بکند آن باشد همه چیز هست آن نباشد صفر صفر هیچی نیست خب الان آن محوریت برای التزام به همۀ این مبانی چیست؟ رفتن و زیارت کردن امام علیه السلام و از آنجا نیرو گرفتن و قدرت گرفتن و نورانی شدن و فیض بردن و برگشتن! حالا آن وقت به واجب عمل کردن به حرمت عمل کردن به مستحب و به مکروه عمل کردن آن بعد از آن جنبه باید شکل پیدا کند این را چه کسی میفهمد آن را ولی میفهمد او تشخیص میدهد .

