جلسه ۸۰
4لذا محرمات هم در طبقه بندی و دسته بندی قرار دارند اینها هم خودشان مراتب شدت و ضعف دارند بر حسب آن ملاکات و مفاسدی که در تتابع محرمات و موضوعات به آنها تعلق میگیرد، آنها در مرتبه و در دسته بندی قرار دارند.
در اینجا میبینیم این آیه که میفرماید لله علی الناس از ناحیۀ پروردگار بر عهدۀ مردم این قرار داده شده است لذا در مسئلهای که هست اتفاقا این قضیه قضیه و مسئلۀ بسیار مهمیاست که در این تأکیدی که در این جا شده است آن تأکید باعث شده است که بعضی فتوا بدهند بر اینکه حج در صورت غیر از استطاعت که استطاعت عادی و ظاهری و اجماعی به اصطلاح آقایان است این مستحب است نه اینکه واجب است زیرا خود اینها به این مسئله اقرار دارند این مسئلۀ دقیق و ملاحظه کنید اینها میگویند خب واجب که واجب است اینکه الان شارع آمده این قدر روی مسئلۀ حج تأکید میکند معنایش این است که مستحب است این مستحب را باید پرداخت والا روی واجب که تأکید معنا ندارد خیلی معنا واقعا معنای استدلال استدلال آبکی و سخیفی است. خب شارع بر اساس اهتمامیکه دارد این تأکید را میکند بر اساس القاء داعویت این اقوی دارد این لحن بیان را شارع دارد القاء میکند! در آیات نگاه کنید فرض کنید که محرمات را وقتی میشمرد در بعضی از اینها میفرماید و ذلک جزاؤه جهنم خالدین فیها اما در مورد دروغ نمیگوید خالدین فیها در مورد قتل نفس این مسئله است پس قتل نفس میشود مکروه خب قتل نفس حرام است حرام که نیاز به تشدید و عتاب و خطاب شارع ندارد شارع وظیفهاش است که همان طوری که وظیفۀ مجتهد است که قبلا خدمتتان عرض کردم کیفیت لحاظ شارع را در بیان احکام به مخاطب القاء کند که در این مورد شارع نسبت به این قضیه این گونه سخن میگوید و این گونه تعبیر دارد و بیان میکند که مکلف بداند کاری را که یک مجتهد انجام میدهد فقط عنوان واسطگی دارد و وسیلگی نه چیز اضافه از خود، مجتهد باید همان چه را که از شارع و از امام معصوم علیهالسلام رسیده است آن را بدون کم و زیاد به مخاطب القاء کند امام علیهالسلام وقتی که در یک مجلس بود در یک مجلس درس در یک مجلس حکم در مجالس خود امام علیهالسلام چه جور بیان میکرد؟ چه جور امام علیهالسلام صحبت میکرد؟ به نحو عام صحبت میکرد همان جور باید انسان خود را در مجلس امام فرض کند و افرادی را که دارد حکم را به آنها ابلاغ کند افراد مستمعین امام بپندارند اینها افرادی هستند که نشستند و امام دارد با آنها حرف میزند امام آیا در این روایات به مستمعینش آیا یکی یکی یواش در گوش آنها آمد این را فرمود که این فرض بکنید که ان اللَه فرض علی الناس حج البیت علی اهل الجده کل سنه یواش لان لایخلوا بیت اللَه من الزائر کذا و حتی نسبت به زیارت رسول خدا در آن جا هم ما این روایت را داریم یعنی در ذیل همان روایتی که مربوط به حج است در ذیل همان روایت مربوط به زیارت برای پیغمبر و این خیلی مسئله را برای یک فقیه روشن میکند که حج بدون زیارت پیغمبرصلی اللَه علیه وآله معنا ندارد باید این حج توأم با این زیارت بشود امام علیه السلام حکم وجوب میکند برای این زیارت در حالتی که ما در قرآن نداریم که فرض کیند که در لله علی الناس زیارة النبی من استطاع الیه سبیلا این مسئله نشان دهندۀ این است که همان ملاکی که در حج است نسبت به خود فرد و نستب به مسائل اجتماعی آن ملاک در زیارت قبر نبی صلی اللَه علیه و آله هم وجود دارد همین ملاک در زیارت الحسین علیهالسلام هم وجود دارد همین ملاک در زیاره الرضا علیهالسلام هم وجود دارد و همین طور در سایر ائمه علیهمالسلام این ملاک هست این جا است آن وقت انسان میتواند یعنی فقیه یک فهم سعیی پیدا میکند نسبت به کیفیت لحاظ مسائل در ارتباط با این موضوعات.

